unencumbered

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈkʌmbəd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈkʌmbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون موانع یا موانع

جملات نمونه

to live an unencumbered life

برای داشتن یک زندگی بدون بار و مسئولیت

to feel unencumbered by responsibilities

احساس رهایی از مسئولیت‌ها داشتن

to travel unencumbered by heavy luggage

سفر کردن بدون بار سنگین

to enjoy the feeling of being unencumbered

لذت بردن از احساس رهایی

to start a new project unencumbered by past failures

شروع یک پروژه جدید بدون بار گذشته شکست‌ها

to have an unencumbered mind for creativity

داشتن ذهنی آزاد برای خلاقیت

to pursue your dreams unencumbered by doubts

دنبال کردن رویاهایتان بدون تردید

to dance unencumbered by restrictions

رقصیدن بدون محدودیت

to make decisions unencumbered by external influences

تصمیم گرفتن بدون تاثیر عوامل بیرونی

to embrace a simple and unencumbered lifestyle

پذیرفتن یک سبک زندگی ساده و بدون بار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید