unwelcoming

[ایالات متحده]/ʌnˈwɛlkəmɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈwɛlkəmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر دوستانه یا دعوت کننده

عبارات و ترکیب‌ها

unwelcoming atmosphere

فضای نامناسب

unwelcoming environment

محیط نامناسب

unwelcoming response

پاسخ نامناسب

unwelcoming attitude

نگاه نامناسب

unwelcoming space

فضای نامناسب

unwelcoming gesture

حرکت نامناسب

unwelcoming tone

لحن نامناسب

unwelcoming look

نگاه نامناسب

unwelcoming place

مکان نامناسب

unwelcoming comment

نظری نامناسب

جملات نمونه

the atmosphere in the restaurant was unwelcoming.

فضای رستوران نامناسب و غیرگرم‌کننده بود.

she felt unwelcoming vibes from the crowd.

او حال و هوای نامناسبی از جمعیت دریافت کرد.

the hotel staff's attitude was unwelcoming.

رفتار کارکنان هتل غیراستاندارد و نامهربانانه بود.

his unwelcoming demeanor made others uncomfortable.

رفتار غیراستاندارد و سرد او باعث ناراحتی دیگران شد.

the unwelcoming comments from the critics hurt her feelings.

نظرات انتقادگران که لحنی غیراستاندارد داشتند، باعث ناراحتی او شد.

they found the city to be unwelcoming to newcomers.

آنها دریافتند که این شهر برای افراد جدید غیراستاندارد است.

his unwelcoming tone discouraged further conversation.

لحن غیراستاندارد او باعث شد که ادامه گفتگوها منصرف‌کننده باشد.

the unwelcoming environment made it hard to relax.

محیط غیراستاندارد باعث شد که استراحت کردن دشوار باشد.

she was surprised by the unwelcoming reception at the event.

او از استقبال غیراستاندارد در این رویداد متعجب شد.

the unwelcoming weather kept people indoors.

آب و هوای غیراستاندارد مردم را در داخل خانه نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید