This machine is too unwieldy to move.
این دستگاه بیش از حد دست و پا گیر است که بتوان آن را جابجا کرد.
unwieldy packs all done up with string.
بستههای بزرگ و دست و پا گیر که کاملاً با طناب بسته شدهاند.
The unwieldy package was difficult to carry up the stairs.
بسته بزرگ و دست و پا گیر، حمل آن به طبقات بالا دشوار بود.
She struggled to maneuver the unwieldy shopping cart through the crowded store.
او برای مانور دادن با سبد خرید بزرگ و دست و پا گیر در میان مغازه شلوغ تلاش کرد.
The team found the unwieldy project overwhelming.
تیم این پروژه بزرگ و دست و پا گیر را طاقتفرسا یافت.
The unwieldy bureaucracy slowed down the decision-making process.
بوروکراسی بزرگ و دست و پا گیر روند تصمیمگیری را کند کرد.
He attempted to lift the unwieldy sofa by himself.
او سعی کرد مبل بزرگ و دست و پا گیر را به تنهایی بلند کند.
The unwieldy machinery required multiple people to operate.
ماشینآلات بزرگ و دست و پا گیر به چندین نفر برای کار کردن نیاز داشت.
The unwieldy costume made it hard for the actor to move on stage.
لباس بزرگ و دست و پا گیر باعث شد بازیگر روی صحنه به سختی حرکت کند.
The unwieldy regulations made it challenging for small businesses to thrive.
قوانین بزرگ و دست و پا گیر باعث ایجاد چالشهایی برای رشد کسب و کارهای کوچک شد.
The unwieldy umbrella flipped inside out in the strong wind.
چتر بزرگ و دست و پا گیر در باد شدید وارونه شد.
She struggled to control the unwieldy horse during the competition.
او برای کنترل اسب بزرگ و دست و پا گیر در طول مسابقه تلاش کرد.
Maybe all those rules make playwriting a little weird and unwieldy.
شاید تمام این قوانین باعث شوند نوشتن نمایشنامه کمی عجیب و دست و پا گیر باشد.
منبع: Crash Course in DramaIt introduced Hindu-Arabic numerals to the West, which eventually replaced the unwieldy Roman ones.
این موضوع باعث شد تا ارقام هندی-عربی به غرب معرفی شوند که در نهایت جایگزین اعداد رومی دست و پا گیر شدند.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)And finally, unwieldy means difficult to move or carry because it's so big and heavy.
و در نهایت، دست و پا گیر به معنای دشوار بودن جابجایی یا حمل کردن است زیرا خیلی بزرگ و سنگین است.
منبع: 6 Minute EnglishMore may follow as Asian observers bring new ideas, rather than making meetings unwieldy, as Canada fears.
احتمالاً بیشتر موارد اتفاق خواهد افتاد زیرا ناظران آسیایی ایدههای جدیدی را به ارمغان میآورند، به جای اینکه جلسات را دست و پا گیر کنند، همانطور که کانادا میترسد.
منبع: The Economist - International''It's too unwieldy. It's built recklessly on swampy ground." ''It's amazing, actually, it hasn't collapsed already."
''اینقدر بزرگ و دست و پا گیر است. به شکل بیپروا روی زمین لملم ساخته شده است.'' شگفتانگیز است، در واقع، جای تعجب است که تا به حال فرو نپاشیده است.
منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo BerniniThe overloaded and unwieldy sled forged ahead, Buck and his mates struggling frantically under the rain of blows.
سلاح سنگین و دست و پا گیر با سرعت پیش رفت، باک و همکارانش به شدت زیر بار ضربات دست و پا میزدند.
منبع: The Call of the WildThe novel begins in December 2007 and ends a year later, after the unwieldy collapse of Lehman Brothers.
این رمان در دسامبر 2007 آغاز میشود و یک سال بعد، پس از فروپاشی دست و پا گیر لمان برادرز، به پایان میرسد.
منبع: The Economist - ArtsThe book chugs along this way until the end, when Mr McEwan delivers an unwieldy denouement and some unearned sadness.
این کتاب به این ترتیب پیش میرود تا زمانی که در پایان، آقای مکاوان یک نتیجهگیری دست و پا گیر و غم و اندوهی که به دست نیافته است، ارائه میدهد.
منبع: The Economist - ArtsHowever, the technology was too unwieldy and expensive for widespread use.
با این حال، این فناوری خیلی دست و پا گیر و گران بود که بتوان از آن به طور گسترده استفاده کرد.
منبع: TED-Ed (video version)Obviously this was unwieldy to maintain and limited the possible sophistication.
واضح است که حفظ آن دست و پا گیر بود و تواناییهای پیچیده را محدود میکرد.
منبع: Technology Crash CourseThis machine is too unwieldy to move.
این دستگاه بیش از حد دست و پا گیر است که بتوان آن را جابجا کرد.
unwieldy packs all done up with string.
بستههای بزرگ و دست و پا گیر که کاملاً با طناب بسته شدهاند.
The unwieldy package was difficult to carry up the stairs.
بسته بزرگ و دست و پا گیر، حمل آن به طبقات بالا دشوار بود.
She struggled to maneuver the unwieldy shopping cart through the crowded store.
او برای مانور دادن با سبد خرید بزرگ و دست و پا گیر در میان مغازه شلوغ تلاش کرد.
The team found the unwieldy project overwhelming.
تیم این پروژه بزرگ و دست و پا گیر را طاقتفرسا یافت.
The unwieldy bureaucracy slowed down the decision-making process.
بوروکراسی بزرگ و دست و پا گیر روند تصمیمگیری را کند کرد.
He attempted to lift the unwieldy sofa by himself.
او سعی کرد مبل بزرگ و دست و پا گیر را به تنهایی بلند کند.
The unwieldy machinery required multiple people to operate.
ماشینآلات بزرگ و دست و پا گیر به چندین نفر برای کار کردن نیاز داشت.
The unwieldy costume made it hard for the actor to move on stage.
لباس بزرگ و دست و پا گیر باعث شد بازیگر روی صحنه به سختی حرکت کند.
The unwieldy regulations made it challenging for small businesses to thrive.
قوانین بزرگ و دست و پا گیر باعث ایجاد چالشهایی برای رشد کسب و کارهای کوچک شد.
The unwieldy umbrella flipped inside out in the strong wind.
چتر بزرگ و دست و پا گیر در باد شدید وارونه شد.
She struggled to control the unwieldy horse during the competition.
او برای کنترل اسب بزرگ و دست و پا گیر در طول مسابقه تلاش کرد.
Maybe all those rules make playwriting a little weird and unwieldy.
شاید تمام این قوانین باعث شوند نوشتن نمایشنامه کمی عجیب و دست و پا گیر باشد.
منبع: Crash Course in DramaIt introduced Hindu-Arabic numerals to the West, which eventually replaced the unwieldy Roman ones.
این موضوع باعث شد تا ارقام هندی-عربی به غرب معرفی شوند که در نهایت جایگزین اعداد رومی دست و پا گیر شدند.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)And finally, unwieldy means difficult to move or carry because it's so big and heavy.
و در نهایت، دست و پا گیر به معنای دشوار بودن جابجایی یا حمل کردن است زیرا خیلی بزرگ و سنگین است.
منبع: 6 Minute EnglishMore may follow as Asian observers bring new ideas, rather than making meetings unwieldy, as Canada fears.
احتمالاً بیشتر موارد اتفاق خواهد افتاد زیرا ناظران آسیایی ایدههای جدیدی را به ارمغان میآورند، به جای اینکه جلسات را دست و پا گیر کنند، همانطور که کانادا میترسد.
منبع: The Economist - International''It's too unwieldy. It's built recklessly on swampy ground." ''It's amazing, actually, it hasn't collapsed already."
''اینقدر بزرگ و دست و پا گیر است. به شکل بیپروا روی زمین لملم ساخته شده است.'' شگفتانگیز است، در واقع، جای تعجب است که تا به حال فرو نپاشیده است.
منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo BerniniThe overloaded and unwieldy sled forged ahead, Buck and his mates struggling frantically under the rain of blows.
سلاح سنگین و دست و پا گیر با سرعت پیش رفت، باک و همکارانش به شدت زیر بار ضربات دست و پا میزدند.
منبع: The Call of the WildThe novel begins in December 2007 and ends a year later, after the unwieldy collapse of Lehman Brothers.
این رمان در دسامبر 2007 آغاز میشود و یک سال بعد، پس از فروپاشی دست و پا گیر لمان برادرز، به پایان میرسد.
منبع: The Economist - ArtsThe book chugs along this way until the end, when Mr McEwan delivers an unwieldy denouement and some unearned sadness.
این کتاب به این ترتیب پیش میرود تا زمانی که در پایان، آقای مکاوان یک نتیجهگیری دست و پا گیر و غم و اندوهی که به دست نیافته است، ارائه میدهد.
منبع: The Economist - ArtsHowever, the technology was too unwieldy and expensive for widespread use.
با این حال، این فناوری خیلی دست و پا گیر و گران بود که بتوان از آن به طور گسترده استفاده کرد.
منبع: TED-Ed (video version)Obviously this was unwieldy to maintain and limited the possible sophistication.
واضح است که حفظ آن دست و پا گیر بود و تواناییهای پیچیده را محدود میکرد.
منبع: Technology Crash Courseلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید