unwise decision
تصمیم غیرمنصفانه
unwise investment
سرمایهگذاری غیرمنصفانه
unwise behavior
رفتار غیرمنصفانه
It was an unwise choice.
این یک انتخاب غیرمنصفانه بود.
It is unwise to be hasty in generalisation.
عجول بودن در تعمیم خردمندانه نیست.
It was unwise of you to agree to that.
این غیرمنصفانه بود که شما با آن موافقت کردید.
it is unwise to rely on hearsay evidence.
تکیه بر شایعات غیرمنصفانه است.
It is unwise to push antipopular policies.
فشار دادن سیاستهای غیرمحبوب غیرمنصفانه است.
Their unwise investment could spell financial ruin.
سرمایهگذاری غیرمنصفانه آنها میتواند منجر به ورشکستگی مالی شود.
he let his guard slip enough to make some unwise comments.
او اجازه داد که مراقبتهای خود را به اندازهای کاهش دهد که مجبور به بیان نظرات غیرمنصفانهای شود.
it would be unwise to sell the company while the economic circumstances are so unfavourable.
در حالی که شرایط اقتصادی بسیار نامساعد است، فروش شرکت غیرمنصفانه خواهد بود.
It is unwise of them to advertise their willingness to make concessions at the negotiations.
تبلیغ تمایل آنها به دادن امتیاز در مذاکرات غیرمنصفانه است.
The singer was unwise to choose songs which lay beyond his ability.
انتخاب آهنگهایی که از توانایی خواننده فراتر بود، غیرمنصفانه بود.
Marshall has an unwise sexual relationship with other girls before he met Jessica.
قبل از اینکه مارشال جِسیکا را ملاقات کند، رابطة جنسی نامناسبی با دختران دیگر دارد.
unwise decision
تصمیم غیرمنصفانه
unwise investment
سرمایهگذاری غیرمنصفانه
unwise behavior
رفتار غیرمنصفانه
It was an unwise choice.
این یک انتخاب غیرمنصفانه بود.
It is unwise to be hasty in generalisation.
عجول بودن در تعمیم خردمندانه نیست.
It was unwise of you to agree to that.
این غیرمنصفانه بود که شما با آن موافقت کردید.
it is unwise to rely on hearsay evidence.
تکیه بر شایعات غیرمنصفانه است.
It is unwise to push antipopular policies.
فشار دادن سیاستهای غیرمحبوب غیرمنصفانه است.
Their unwise investment could spell financial ruin.
سرمایهگذاری غیرمنصفانه آنها میتواند منجر به ورشکستگی مالی شود.
he let his guard slip enough to make some unwise comments.
او اجازه داد که مراقبتهای خود را به اندازهای کاهش دهد که مجبور به بیان نظرات غیرمنصفانهای شود.
it would be unwise to sell the company while the economic circumstances are so unfavourable.
در حالی که شرایط اقتصادی بسیار نامساعد است، فروش شرکت غیرمنصفانه خواهد بود.
It is unwise of them to advertise their willingness to make concessions at the negotiations.
تبلیغ تمایل آنها به دادن امتیاز در مذاکرات غیرمنصفانه است.
The singer was unwise to choose songs which lay beyond his ability.
انتخاب آهنگهایی که از توانایی خواننده فراتر بود، غیرمنصفانه بود.
Marshall has an unwise sexual relationship with other girls before he met Jessica.
قبل از اینکه مارشال جِسیکا را ملاقات کند، رابطة جنسی نامناسبی با دختران دیگر دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید