unwoven fabric
پارچه تافت نشده
unwoven material
مواد تافت نشده
unwoven fibers
الیاف تافت نشده
unwoven textiles
منسوجات تافت نشده
unwoven sheets
ورقهای تافت نشده
unwoven layers
لایههای تافت نشده
unwoven strands
نخهای تافت نشده
unwoven cloth
پارچه تافت نشده
unwoven mats
زیراندازهای تافت نشده
unwoven goods
کالاهای تافت نشده
the fabric is unwoven to create a unique texture.
پارچه بدون بافت برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد استفاده میشود.
she prefers unwoven materials for her crafts.
او ترجیح میدهد از مواد بدون بافت برای صنایع دستی خود استفاده کند.
after the storm, the unwoven fibers scattered everywhere.
بعد از طوفان، الیاف بدون بافت همه جا پراکنده شدند.
the artist used unwoven strands to enhance her sculpture.
هنرمند از رشتههای بدون بافت برای افزایش زیبایی مجسمهاش استفاده کرد.
unwoven textiles can be environmentally friendly.
منسوجات بدون بافت میتواند سازگار با محیط زیست باشد.
he explained how unwoven fabrics are made from natural fibers.
او توضیح داد که چگونه پارچههای بدون بافت از الیاف طبیعی ساخته میشوند.
the unwoven design allows for better airflow.
طراحی بدون بافت به جریان هوای بهتر اجازه میدهد.
they decided to use unwoven mats for the outdoor event.
آنها تصمیم گرفتند از حصیرهای بدون بافت برای رویداد فضای باز استفاده کنند.
unwoven paper is often used in eco-friendly packaging.
کاغذ بدون بافت اغلب در بستهبندی سازگار با محیط زیست استفاده میشود.
she admired the unwoven basket for its rustic charm.
او سبد بدون بافت را به خاطر جذابیت روستایی آن تحسین کرد.
unwoven fabric
پارچه تافت نشده
unwoven material
مواد تافت نشده
unwoven fibers
الیاف تافت نشده
unwoven textiles
منسوجات تافت نشده
unwoven sheets
ورقهای تافت نشده
unwoven layers
لایههای تافت نشده
unwoven strands
نخهای تافت نشده
unwoven cloth
پارچه تافت نشده
unwoven mats
زیراندازهای تافت نشده
unwoven goods
کالاهای تافت نشده
the fabric is unwoven to create a unique texture.
پارچه بدون بافت برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد استفاده میشود.
she prefers unwoven materials for her crafts.
او ترجیح میدهد از مواد بدون بافت برای صنایع دستی خود استفاده کند.
after the storm, the unwoven fibers scattered everywhere.
بعد از طوفان، الیاف بدون بافت همه جا پراکنده شدند.
the artist used unwoven strands to enhance her sculpture.
هنرمند از رشتههای بدون بافت برای افزایش زیبایی مجسمهاش استفاده کرد.
unwoven textiles can be environmentally friendly.
منسوجات بدون بافت میتواند سازگار با محیط زیست باشد.
he explained how unwoven fabrics are made from natural fibers.
او توضیح داد که چگونه پارچههای بدون بافت از الیاف طبیعی ساخته میشوند.
the unwoven design allows for better airflow.
طراحی بدون بافت به جریان هوای بهتر اجازه میدهد.
they decided to use unwoven mats for the outdoor event.
آنها تصمیم گرفتند از حصیرهای بدون بافت برای رویداد فضای باز استفاده کنند.
unwoven paper is often used in eco-friendly packaging.
کاغذ بدون بافت اغلب در بستهبندی سازگار با محیط زیست استفاده میشود.
she admired the unwoven basket for its rustic charm.
او سبد بدون بافت را به خاطر جذابیت روستایی آن تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید