unwoven

[ایالات متحده]/ʌnˈwiːvən/
[بریتانیا]/ʌnˈwiːvən/

ترجمه

adj. غیر بافته شده

عبارات و ترکیب‌ها

unwoven fabric

پارچه تافت نشده

unwoven material

مواد تافت نشده

unwoven fibers

الیاف تافت نشده

unwoven textiles

منسوجات تافت نشده

unwoven sheets

ورق‌های تافت نشده

unwoven layers

لایه‌های تافت نشده

unwoven strands

نخ‌های تافت نشده

unwoven cloth

پارچه تافت نشده

unwoven mats

زیراندازهای تافت نشده

unwoven goods

کالا‌های تافت نشده

جملات نمونه

the fabric is unwoven to create a unique texture.

پارچه بدون بافت برای ایجاد یک بافت منحصربه‌فرد استفاده می‌شود.

she prefers unwoven materials for her crafts.

او ترجیح می‌دهد از مواد بدون بافت برای صنایع دستی خود استفاده کند.

after the storm, the unwoven fibers scattered everywhere.

بعد از طوفان، الیاف بدون بافت همه جا پراکنده شدند.

the artist used unwoven strands to enhance her sculpture.

هنرمند از رشته‌های بدون بافت برای افزایش زیبایی مجسمه‌اش استفاده کرد.

unwoven textiles can be environmentally friendly.

منسوجات بدون بافت می‌تواند سازگار با محیط زیست باشد.

he explained how unwoven fabrics are made from natural fibers.

او توضیح داد که چگونه پارچه‌های بدون بافت از الیاف طبیعی ساخته می‌شوند.

the unwoven design allows for better airflow.

طراحی بدون بافت به جریان هوای بهتر اجازه می‌دهد.

they decided to use unwoven mats for the outdoor event.

آنها تصمیم گرفتند از حصیرهای بدون بافت برای رویداد فضای باز استفاده کنند.

unwoven paper is often used in eco-friendly packaging.

کاغذ بدون بافت اغلب در بسته‌بندی سازگار با محیط زیست استفاده می‌شود.

she admired the unwoven basket for its rustic charm.

او سبد بدون بافت را به خاطر جذابیت روستایی آن تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید