unwrought iron
آهن تصفیه نشده
unwrought gold
طلای تصفیه نشده
unwrought silver
نقره تصفیه نشده
unwrought material
مواد خام
unwrought stone
سنگ خام
unwrought metal
فلز خام
unwrought wood
چوب خام
unwrought clay
خاک رس خام
unwrought fabric
پارچه خام
unwrought gemstone
سنگ قیمتی خام
the artist prefers to work with unwrought materials.
هنرمند ترجیح میدهد با مواد اولیه کار کند.
unwrought metal can be shaped into various forms.
فلزات اولیه را میتوان به شکلهای مختلف تبدیل کرد.
they found unwrought stone near the river.
آنها سنگهای اولیه را در نزدیکی رودخانه پیدا کردند.
her ideas were still unwrought and needed refinement.
ایدههای او هنوز شکل نگرفته بودند و به پالایش نیاز داشتند.
unwrought gems can reveal their true beauty when polished.
سنگهای قیمتی اولیه میتوانند زیبایی واقعی خود را پس از صیقلکاری نشان دهند.
the unwrought landscape inspired the photographer.
منظره بکر و دستنخورده، عکاس را الهام بخشید.
he prefers unwrought wood for his furniture designs.
او ترجیح میدهد از چوب اولیه برای طراحی مبلمان خود استفاده کند.
the unwrought ideas in her mind needed to be expressed.
ایدههای شکلنگرفته در ذهن او باید بیان میشدند.
unwrought clay can be molded easily by hand.
خاک رس اولیه را میتوان به راحتی با دست شکل داد.
they discussed the unwrought potential of the new project.
آنها در مورد پتانسیلهای شکلنگرفته پروژه جدید بحث کردند.
unwrought iron
آهن تصفیه نشده
unwrought gold
طلای تصفیه نشده
unwrought silver
نقره تصفیه نشده
unwrought material
مواد خام
unwrought stone
سنگ خام
unwrought metal
فلز خام
unwrought wood
چوب خام
unwrought clay
خاک رس خام
unwrought fabric
پارچه خام
unwrought gemstone
سنگ قیمتی خام
the artist prefers to work with unwrought materials.
هنرمند ترجیح میدهد با مواد اولیه کار کند.
unwrought metal can be shaped into various forms.
فلزات اولیه را میتوان به شکلهای مختلف تبدیل کرد.
they found unwrought stone near the river.
آنها سنگهای اولیه را در نزدیکی رودخانه پیدا کردند.
her ideas were still unwrought and needed refinement.
ایدههای او هنوز شکل نگرفته بودند و به پالایش نیاز داشتند.
unwrought gems can reveal their true beauty when polished.
سنگهای قیمتی اولیه میتوانند زیبایی واقعی خود را پس از صیقلکاری نشان دهند.
the unwrought landscape inspired the photographer.
منظره بکر و دستنخورده، عکاس را الهام بخشید.
he prefers unwrought wood for his furniture designs.
او ترجیح میدهد از چوب اولیه برای طراحی مبلمان خود استفاده کند.
the unwrought ideas in her mind needed to be expressed.
ایدههای شکلنگرفته در ذهن او باید بیان میشدند.
unwrought clay can be molded easily by hand.
خاک رس اولیه را میتوان به راحتی با دست شکل داد.
they discussed the unwrought potential of the new project.
آنها در مورد پتانسیلهای شکلنگرفته پروژه جدید بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید