unwrought

[ایالات متحده]/ʌnˈrɔːt/
[بریتانیا]/ʌnˈrɔt/

ترجمه

adj. هنوز شکل‌گرفته یا تشکیل‌شده نیست؛ خشن؛ تصفیه‌نشده؛ توسعه‌نیافته؛ اولیه

عبارات و ترکیب‌ها

unwrought iron

آهن تصفیه نشده

unwrought gold

طلای تصفیه نشده

unwrought silver

نقره تصفیه نشده

unwrought material

مواد خام

unwrought stone

سنگ خام

unwrought metal

فلز خام

unwrought wood

چوب خام

unwrought clay

خاک رس خام

unwrought fabric

پارچه خام

unwrought gemstone

سنگ قیمتی خام

جملات نمونه

the artist prefers to work with unwrought materials.

هنرمند ترجیح می‌دهد با مواد اولیه کار کند.

unwrought metal can be shaped into various forms.

فلزات اولیه را می‌توان به شکل‌های مختلف تبدیل کرد.

they found unwrought stone near the river.

آنها سنگ‌های اولیه را در نزدیکی رودخانه پیدا کردند.

her ideas were still unwrought and needed refinement.

ایده‌های او هنوز شکل نگرفته بودند و به پالایش نیاز داشتند.

unwrought gems can reveal their true beauty when polished.

سنگ‌های قیمتی اولیه می‌توانند زیبایی واقعی خود را پس از صیقل‌کاری نشان دهند.

the unwrought landscape inspired the photographer.

منظره بکر و دست‌نخورده، عکاس را الهام بخشید.

he prefers unwrought wood for his furniture designs.

او ترجیح می‌دهد از چوب اولیه برای طراحی مبلمان خود استفاده کند.

the unwrought ideas in her mind needed to be expressed.

ایده‌های شکل‌نگرفته در ذهن او باید بیان می‌شدند.

unwrought clay can be molded easily by hand.

خاک رس اولیه را می‌توان به راحتی با دست شکل داد.

they discussed the unwrought potential of the new project.

آنها در مورد پتانسیل‌های شکل‌نگرفته پروژه جدید بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید