upheavals

[ایالات متحده]/ʌpˈhiːvəlz/
[بریتانیا]/ʌpˈhivəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات ناگهانی و شدید؛ اختلالات عمده؛ دگرگونی‌های قابل توجه؛ ورم یا برآمدگی

عبارات و ترکیب‌ها

social upheavals

واژه‌های اجتماعی

political upheavals

واژه‌های سیاسی

economic upheavals

واژه‌های اقتصادی

cultural upheavals

واژه‌های فرهنگی

upheavals ahead

واژه‌های پیش رو

upheavals expected

واژه‌های مورد انتظار

major upheavals

واژه‌های بزرگ

upheavals occurring

واژه‌های در حال وقوع

upheavals reported

واژه‌های گزارش شده

upheavals unfolding

واژه‌های در حال آشکار شدن

جملات نمونه

social upheavals can change the course of history.

واژه‌گشت‌های اجتماعی می‌توانند مسیر تاریخ را تغییر دهند.

economic upheavals often lead to political instability.

واژه‌گشت‌های اقتصادی اغلب منجر به بی‌ثباتی سیاسی می‌شوند.

natural upheavals can have devastating effects on communities.

واژه‌گشت‌های طبیعی می‌توانند اثرات ویرانگری بر جوامع داشته باشند.

the country experienced significant upheavals during the revolution.

این کشور در طول انقلاب، واژه‌گشت‌های قابل توجهی را تجربه کرد.

upheavals in the market can create opportunities for investors.

واژه‌گشت‌های بازار می‌تواند فرصت‌هایی را برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند.

personal upheavals can affect one's mental health.

واژه‌گشت‌های شخصی می‌توانند بر سلامت روان یک فرد تأثیر بگذارند.

upheavals in society often bring about change.

واژه‌گشت‌های اجتماعی اغلب تغییرات را به ارمغان می‌آورند.

he wrote a book about the upheavals of the 20th century.

او کتابی در مورد واژه‌گشت‌های قرن بیستم نوشت.

upheavals in family life can lead to new beginnings.

واژه‌گشت‌های زندگی خانوادگی می‌تواند منجر به شروعی دوباره شود.

many artists reflect societal upheavals in their work.

بسیاری از هنرمندان واژه‌گشت‌های اجتماعی را در آثار خود منعکس می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید