unsettlement

[ایالات متحده]/ʌnˈsɛt(ə)lmənt/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛt(ə)lmənt/

ترجمه

n. یک عمل، فرآیند یا رویداد نامشخص

عبارات و ترکیب‌ها

economic unsettlement

ناآرامی اقتصادی

social unsettlement

ناآرامی اجتماعی

political unsettlement

ناآرامی سیاسی

unsettlement issues

مسائل ناآرامی

unsettlement effects

اثرات ناآرامی

unsettlement factors

عوامل ناآرامی

unsettlement risks

خطرات ناآرامی

financial unsettlement

ناآرامی مالی

unsettlement crisis

بحران ناآرامی

unsettlement trends

روندهای ناآرامی

جملات نمونه

the sudden news caused a sense of unsettlement among the employees.

اخبار ناگهانی باعث ایجاد احساس ناآرامی در بین کارمندان شد.

unsettlement in the market can lead to poor investment decisions.

ناآرامی در بازار می‌تواند منجر به تصمیمات سرمایه‌گذاری ضعیف شود.

she felt a deep unsettlement after the argument.

او پس از بحث احساس ناآرامی عمیقی کرد.

the unsettlement in the region has drawn international attention.

ناآرامی در منطقه توجه بین‌المللی را به خود جلب کرده است.

there was a general unsettlement in the community following the incident.

پس از حادثه، ناآرامی عمومی در جامعه وجود داشت.

his unsettlement was evident in his restless behavior.

ناآرامی او در رفتار بی‌قرارش آشکار بود.

unsettlement can sometimes lead to positive changes.

ناآرامی گاهی اوقات می‌تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

she tried to mask her unsettlement with a smile.

او سعی کرد ناآرامی خود را با لبخند پنهان کند.

the unsettlement in his thoughts made it hard to concentrate.

ناآرامی در افکارش باعث شد تمرکز کردن دشوار باشد.

addressing the unsettlement within the team is crucial for success.

رسیدگی به ناآرامی در داخل تیم برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید