upraised arms
بازوهای بالا
upraised hand
دست بالا
upraised fist
مشت بالا
Her upraised hand signaled the start of the meeting.
دست بالا شده او نشان دهنده شروع جلسه بود.
The upraised sword gleamed in the sunlight.
شمشیر بالا شده در نور خورشید میدرخشید.
He stood with his upraised arms, celebrating his victory.
او با دستهای بالا شده ایستاده بود و پیروزی خود را جشن میگرفت.
The upraised voices in the crowd grew louder and louder.
صدای بلند در جمعیت بلندتر و بلندتر میشد.
She felt a chill as she saw the upraised knife in his hand.
او احساس سرما کرد وقتی چاقوی بالا شده را در دست او دید.
The upraised platform provided a better view of the stage.
پلتفرم بالا شده منظره بهتری از صحنه را فراهم میکرد.
He pointed to the upraised flag as a symbol of unity.
او به پرچم بالا شده به عنوان نمادی از وحدت اشاره کرد.
The upraised fists of the protesters showed their determination.
مشتهای بالا شده معترضان نشان دهنده اراده آنها بود.
The upraised eyebrows indicated his surprise at the news.
ابروهای بالا رفته نشان دهنده تعجب او از این خبر بود.
The upraised hand of the teacher silenced the class.
دست بالا رفته معلم کلاس را ساکت کرد.
upraised arms
بازوهای بالا
upraised hand
دست بالا
upraised fist
مشت بالا
Her upraised hand signaled the start of the meeting.
دست بالا شده او نشان دهنده شروع جلسه بود.
The upraised sword gleamed in the sunlight.
شمشیر بالا شده در نور خورشید میدرخشید.
He stood with his upraised arms, celebrating his victory.
او با دستهای بالا شده ایستاده بود و پیروزی خود را جشن میگرفت.
The upraised voices in the crowd grew louder and louder.
صدای بلند در جمعیت بلندتر و بلندتر میشد.
She felt a chill as she saw the upraised knife in his hand.
او احساس سرما کرد وقتی چاقوی بالا شده را در دست او دید.
The upraised platform provided a better view of the stage.
پلتفرم بالا شده منظره بهتری از صحنه را فراهم میکرد.
He pointed to the upraised flag as a symbol of unity.
او به پرچم بالا شده به عنوان نمادی از وحدت اشاره کرد.
The upraised fists of the protesters showed their determination.
مشتهای بالا شده معترضان نشان دهنده اراده آنها بود.
The upraised eyebrows indicated his surprise at the news.
ابروهای بالا رفته نشان دهنده تعجب او از این خبر بود.
The upraised hand of the teacher silenced the class.
دست بالا رفته معلم کلاس را ساکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید