usurp

[ایالات متحده]/jʊ'zɜːp/
[بریتانیا]/ju'zɝp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قدرت را بدون مجوز قانونی تصرف کردن; به طور غیرقانونی تصاحب کردن.
vi. قدرت را بدون مجوز قانونی تصرف کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردusurps
قسمت سوم فعلusurped
زمان گذشتهusurped
صفت یا فعل حال استمراریusurping
جمعusurps

عبارات و ترکیب‌ها

usurp power

تصدیق قدرت

usurp the throne

تصدیق تاج و تخت

usurp authority

تصدیق قدرت

usurp control

تصدیق کنترل

usurp land

تصدیق سرزمین

usurp someone's position

تصدیق جایگاه کسی

جملات نمونه

usurp a neighbor's land.

تصاحب زمین همسایه

usurp the name of ...

تصاحب نام...

Richard usurped the throne.

ریچارد تاج و تخت را غصب کرد.

The vice-president is trying to usurp the president’s authority.

معاون رئیس‌جمهور در تلاش است تا قدرت رئیس‌جمهور را غصب کند.

That magazine usurped copyrighted material.

آن مجله مواد دارای حق نسخه‌برداری را غصب کرد.

The usurper took power by force .

غاصب با زور قدرت را به دست گرفت.

the Hanoverian dynasty had usurped the Stuarts.

دودمان هانوفر جایگزین دودمان استوارت شده بود.

the Church had usurped upon the domain of the state.

کلیسای دولتی را تصرف کرده بود.

The usurper wrested the power from the king.

غاصب قدرت را از دست پادشاه گرفت.

usurped the throne. See also Synonyms at allocate ,fit 1

تصرف تاج و تخت کرد. همچنین به مترادف‌ها در allocate , fit 1 مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

If I do not usurp myself, I am.

اگر خودم را غصب نکنم، من هستم.

منبع: Brave New World

Little by little he usurped his boss's authority.

به تدریج، او اقتدار رئیس خود را غصب کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

When I first got elected, I mean, they said that a woman has usurped a man's place.

وقتی برای اولین بار انتخاب شدم، منظورش این بود که آنها گفتند یک زن جای یک مرد را غصب کرده است.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

My kingdom was usurped by force with weapons and technology supplied by your father-in-law!

پادشاهی من با زور و با سلاح و فناوری که پدر زن شما تهیه کرده بود، غصب شد!

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

He usurped the throne in 269 AD and briefly ruled a breakaway empire.

او در سال 269 میلادی تاج و تخت را غصب کرد و به طور خلاصه بر یک امپراتوری جداگانه حکومت کرد.

منبع: BBC Listening Collection May 2019

Indeed she is, Mrs Hughes, and I have no intention of usurping your authority.

در واقع، خانم هوجز، و من قصد ندارم اقتدار شما را غصب کنم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

I've usurped his place and locked him out the way they locked me out of the bakery.

من جای او را غصب کردم و او را به همان روشی که آنها مرا از نانوایی بیرون کردند، بیرون کردم.

منبع: Flowers for Algernon

Unselfishness with Miss Bartlett had entirely usurped the functions of enthusiasm.

بی‌خودخواهی با خانم بارتلت به طور کامل عملکردهای اشتیاق را غصب کرده بود.

منبع: The Room with a View (Part 1)

Years before, Jason’s uncle Pelias had ruthlessly usurped the throne of Thessaly from Jason’s grandfather.

چند سال قبل، عموی جیسون، پِلیاس، به طرز بی‌رحمانه‌ای تاج و تخت تسالی را از پدربزرگ جیسون غصب کرد.

منبع: TED-Ed (video version)

Her daughters help their mother succeed where other queens fail — defeating the reigning monarch, and usurping the brood pile.

دخترانش به مادرش کمک می‌کنند تا به جایی برسد که سایر ملکه ها شکست می‌خورند - شکست دادن حاکم فعلی و غصب توده لانه.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید