uxoriousness in marriage
خوشگرفتی در ازدواج
uxoriousness of husbands
خوشگرفتی شوهران
extreme uxoriousness
خوشگرفتی شدید
uxoriousness and devotion
خوشگرفتی و تعهد
uxoriousness as weakness
خوشگرفتی به عنوان ضعف
uxoriousness in relationships
خوشگرفتی در روابط
signs of uxoriousness
نشانه های خوشگرفتی
uxoriousness and affection
خوشگرفتی و محبت
uxoriousness in culture
خوشگرفتی در فرهنگ
his uxoriousness was evident in how he catered to her every whim.
اظهار وابستگی بیش از حد او به همسرش در این بود که به هر خواسته او پاسخ می گفت.
many people find his uxoriousness charming, while others see it as excessive.
بسیاری از مردم وابستگی او به همسرش را جذاب می دانند، در حالی که برخی آن را بیش از حد می بینند.
her friends often joked about his uxoriousness, calling him a devoted husband.
دوستانش اغلب در مورد وابستگی او به همسرش شوخی می کردند و او را شوهر فداکاری صدا می کردند.
his uxoriousness sometimes led to conflicts with his friends.
وابستگی او به همسرش گاهی اوقات منجر به درگیری با دوستانش می شد.
despite his uxoriousness, he maintained a strong sense of individuality.
با وجود وابستگی او به همسرش، او حس قوی فردیت خود را حفظ کرد.
her uxoriousness was evident in the way she supported his career.
وابستگی او به همسرش در نحوه حمایت او از شغلش آشکار بود.
they admired his uxoriousness, seeing it as a sign of true love.
آنها به وابستگی او به همسرش احترام می گذاشتند و آن را نشانه عشق واقعی می دانستند.
his uxoriousness often made him the butt of jokes among his peers.
وابستگی او به همسرش اغلب باعث می شد که او مورد تمسخر همسالانش قرار گیرد.
she appreciated his uxoriousness, feeling cherished and valued.
او از وابستگی او به همسرش قدردانی کرد و احساس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن کرد.
his uxoriousness was both a blessing and a burden in their relationship.
وابستگی او به همسرش هم یک نعمت و هم یک بار در رابطه آنها بود.
uxoriousness in marriage
خوشگرفتی در ازدواج
uxoriousness of husbands
خوشگرفتی شوهران
extreme uxoriousness
خوشگرفتی شدید
uxoriousness and devotion
خوشگرفتی و تعهد
uxoriousness as weakness
خوشگرفتی به عنوان ضعف
uxoriousness in relationships
خوشگرفتی در روابط
signs of uxoriousness
نشانه های خوشگرفتی
uxoriousness and affection
خوشگرفتی و محبت
uxoriousness in culture
خوشگرفتی در فرهنگ
his uxoriousness was evident in how he catered to her every whim.
اظهار وابستگی بیش از حد او به همسرش در این بود که به هر خواسته او پاسخ می گفت.
many people find his uxoriousness charming, while others see it as excessive.
بسیاری از مردم وابستگی او به همسرش را جذاب می دانند، در حالی که برخی آن را بیش از حد می بینند.
her friends often joked about his uxoriousness, calling him a devoted husband.
دوستانش اغلب در مورد وابستگی او به همسرش شوخی می کردند و او را شوهر فداکاری صدا می کردند.
his uxoriousness sometimes led to conflicts with his friends.
وابستگی او به همسرش گاهی اوقات منجر به درگیری با دوستانش می شد.
despite his uxoriousness, he maintained a strong sense of individuality.
با وجود وابستگی او به همسرش، او حس قوی فردیت خود را حفظ کرد.
her uxoriousness was evident in the way she supported his career.
وابستگی او به همسرش در نحوه حمایت او از شغلش آشکار بود.
they admired his uxoriousness, seeing it as a sign of true love.
آنها به وابستگی او به همسرش احترام می گذاشتند و آن را نشانه عشق واقعی می دانستند.
his uxoriousness often made him the butt of jokes among his peers.
وابستگی او به همسرش اغلب باعث می شد که او مورد تمسخر همسالانش قرار گیرد.
she appreciated his uxoriousness, feeling cherished and valued.
او از وابستگی او به همسرش قدردانی کرد و احساس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن کرد.
his uxoriousness was both a blessing and a burden in their relationship.
وابستگی او به همسرش هم یک نعمت و هم یک بار در رابطه آنها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید