vacated

[ایالات متحده]/veɪˈkeɪtɪd/
[بریتانیا]/veɪˈkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته ماضی از vacate؛ خالی کردن؛ استعفا دادن؛ کناره گیری از یک موقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

vacated room

اتاق تخلیه شده

vacated premises

فضای تخلیه شده

vacated seat

صندلی تخلیه شده

vacated lot

قطعه زمین تخلیه شده

vacated area

منطقه تخلیه شده

vacated property

ملک تخلیه شده

vacated building

ساختمان تخلیه شده

vacated space

فضای تخلیه شده

vacated position

موقعیت تخلیه شده

vacated contract

قرارداد تخلیه شده

جملات نمونه

the tenant vacated the apartment last week.

مستاج آپارتمان را هفته گذشته تخلیه کرد.

the meeting room was vacated for the next session.

اتاق کنفرانس برای جلسه بعدی تخلیه شد.

after the storm, many homes were vacated.

بعد از طوفان، بسیاری از خانه‌ها تخلیه شدند.

the office was vacated by the employees early.

دفتر توسط کارمندان زودتر تخلیه شد.

they vacated their seats for the elderly.

آنها جای خود را برای افراد مسن تخلیه کردند.

the judge ordered the premises to be vacated immediately.

قاضی دستور داد که محل به طور فوری تخلیه شود.

she vacated her position to pursue other opportunities.

او جایگاه خود را برای دنبال کردن فرصت‌های دیگر تخلیه کرد.

the hotel was vacated by guests during the off-season.

هتل در فصل کم گردشگران توسط مهمانان تخلیه شد.

all vehicles must be vacated before the event starts.

تمام وسایل نقلیه باید قبل از شروع رویداد تخلیه شوند.

he vacated his responsibilities due to health issues.

او به دلیل مشکلات سلامتی مسئولیت‌های خود را رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید