vacations

[ایالات متحده]/vəˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/vəˈkeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌های زمانی که برای استراحت یا لذت از خانه یا کار دور هستید؛ زمانی که دادگاه در جلسه نیست

عبارات و ترکیب‌ها

summer vacations

تعطیلات تابستانی

winter vacations

تعطیلات زمستانی

family vacations

تعطیلات خانوادگی

beach vacations

تعطیلات ساحلی

vacations abroad

تعطیلات خارج از کشور

luxury vacations

تعطیلات لوکس

holiday vacations

تعطیلات تعطیل

vacations package

بسته تعطیلات

cruise vacations

تعطیلات کروز

adventure vacations

تعطیلات ماجراجویانه

جملات نمونه

we always look forward to our summer vacations.

ما همیشه مشتاق تعطیلات تابستانی خود هستیم.

vacations are a great way to relax and recharge.

تعطیلات راهی عالی برای استراحت و تجدید قوا هستند.

many families take vacations during the winter holidays.

خانواده‌های زیادی در تعطیلات زمستانی به مسافرت می‌روند.

planning vacations can be both exciting and stressful.

برنامه‌ریزی تعطیلات می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم استرس‌زا باشد.

they spent their vacations traveling around europe.

آنها تعطیلات خود را با سفر در اطراف اروپا گذراندند.

vacations often help improve mental health and well-being.

تعطیلات اغلب به بهبود سلامت روان و رفاه کمک می‌کنند.

we saved money all year for our dream vacations.

ما تمام سال برای تعطیلات رویایی خود پس‌انداز کردیم.

during vacations, i love exploring new cultures and cuisines.

در طول تعطیلات، من عاشق کشف فرهنگ‌ها و غذاهای جدید هستم.

vacations are the perfect opportunity to spend time with family.

تعطیلات فرصتی عالی برای گذراندن وقت با خانواده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید