holidays

[ایالات متحده]/ˈhɒlɪdeɪz/
[بریتانیا]/ˈhɑːləˌdeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تعطیلات گرفتن (سوم شخص مفرد از تعطیلات)
n. تعطیلات (جمع تعطیلات)
adv. در تعطیلات، در طول تعطیلات؛ هر تعطیلات، در طول تعطیلات

عبارات و ترکیب‌ها

public holidays

تعطیلات عمومی

national holidays

تعطیلات ملی

bank holidays

تعطیلات بانکی

school holidays

تعطیلات مدارس

holiday season

فصل تعطیلات

summer holidays

تعطیلات تابستانی

winter holidays

تعطیلات زمستانی

holiday plans

برنامه‌های تعطیلات

holiday traditions

رسوم تعطیلات

holiday activities

فعالیت‌های تعطیلات

جملات نمونه

many families travel during the holidays.

بسیاری از خانواده‌ها در تعطیلات سفر می‌کنند.

we plan to spend our holidays at the beach.

ما قصد داریم تعطیلات خود را در ساحل سپری کنیم.

holidays are a great time to relax and recharge.

تعطیلات زمان خوبی برای استراحت و تجدید قوا هستند.

some people prefer to stay home during the holidays.

برخی از افراد ترجیح می‌دهند در تعطیلات در خانه بمانند.

we enjoy decorating our house for the holidays.

ما از تزیین خانه خود برای تعطیلات لذت می‌بریم.

holidays often bring families closer together.

تعطیلات اغلب خانواده‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

shopping for gifts is common during the holidays.

خرید هدیه در تعطیلات رایج است.

many people volunteer during the holidays to help those in need.

بسیاری از مردم در تعطیلات داوطلب می‌شوند تا به نیازمندان کمک کنند.

holidays can be stressful, but they are also joyful.

تعطیلات می‌تواند استرس‌زا باشد، اما همچنین سرگرم‌کننده نیز هست.

we often make special meals during the holidays.

ما اغلب در تعطیلات غذاهای خاص درست می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید