vacillatingly

[ایالات متحده]/ˈvæs.ɪ.leɪ.tɪŋ.li/
[بریتانیا]/ˈvæs.ɪˌleɪ.tɪŋ.li/

ترجمه

adv. به صورت تردیدآمیز یا نامطمئن

عبارات و ترکیب‌ها

vacillatingly uncertain

نامط مردد

vacillatingly confused

مبهم و مردد

vacillatingly indecisive

فاقد تصمیم، مردد

vacillatingly hesitant

مردد و دودل

vacillatingly ambiguous

دوپهلو و مردد

vacillatingly fluctuating

نوسان‌دار و مردد

vacillatingly wavering

لرزان و مردد

vacillatingly shifting

جابه‌جا و مردد

vacillatingly changing

متغیر و مردد

vacillatingly varying

متنوع و مردد

جملات نمونه

he was vacillatingly deciding on which job offer to accept.

او در حال تصمیم‌گیری مرددانه در مورد پیشنهاد شغلی بود.

she spoke vacillatingly about her plans for the future.

او در مورد برنامه‌های آینده‌اش به طور مردد صحبت کرد.

the committee was vacillatingly debating the new policy.

کمیته سیاست جدید را به طور مرددانه مورد بحث قرار داد.

his vacillatingly expressed opinions frustrated his friends.

نظرات او که به طور مرددانه بیان شده بود، دوستانش را ناامید کرد.

she vacillatingly agreed to join the project.

او به طور مرددانه موافقت کرد که به پروژه بپیوندد.

they were vacillatingly choosing between two vacation destinations.

آنها به طور مرددانه بین دو مقصد تعطیلات انتخاب می‌کردند.

the manager spoke vacillatingly during the meeting.

مدیر در طول جلسه به طور مرددانه صحبت کرد.

his vacillatingly changing opinions made it hard to trust him.

نظرات او که به طور مرددانه تغییر می‌کردند، باعث می‌شد به او اعتماد کردن سخت باشد.

she vacillatingly considered moving to another city.

او به طور مرددانه در مورد نقل مکان به شهر دیگر فکر کرد.

the decision was made vacillatingly, leading to confusion.

تصمیم به طور مرددانه گرفته شد که منجر به سردرگمی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید