resolutely

[ایالات متحده]/'rezəlu:tli/
[بریتانیا]/ˈr ɛzəˌlutlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. محکم; قاطعانه

عبارات و ترکیب‌ها

act resolutely

عمل قاطع

speak resolutely

سخنرانی قاطع

جملات نمونه

the mood here is resolutely up.

فضای اینجا به طور قاطعانه مثبت است.

He resolutely refused their bribe.

او قاطعانه از رشوه آنها امتناع کرد.

she clung resolutely to her convictions.

او با قاطعیت به باورهای خود چسبید.

This “Hamlet” will appal some for being so resolutely unclassical.

این «هملت» ممکن است برخی را به دلیل غیرمتعارف بودن شدید، شوکه کند.

He resolutely adhered to what he had said at the meeting.

او به طور قاطعانه به آنچه در جلسه گفته بود پایبند ماند.

He grumbles at his lot instead of resolutely facing his difficulties.

او به جای رویارویی قاطعانه با مشکلاتش در مورد سرنوشت خود شکایت می کند.

Pressed beyond the limits of forbearance,our army fought back resolutely and dealt telling blows to the enemy.

با وجود تحمل فراتر از حد توان، ارتش ما با قاطعیت پاسخ داد و ضربات سزادی به دشمن وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید