vanishings

[ایالات متحده]/[ˈvænɪʃɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈvænɪʃɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرایند محو شدن؛ مواردی که چیزی دیگر وجود ندارد یا دیده نمی‌شود؛ یک محو شدن ناگهانی و بدون توضیح.

عبارات و ترکیب‌ها

sudden vanishings

پاره شدن ناگهانی

mysterious vanishings

پاره شدن غمگین

vanishing point

نقطه پاره شدن

vanishing act

عمل پاره شدن

vanishing quickly

پاره شدن سریع

witness vanishings

شاهد پاره شدن

investigating vanishings

بررسی پاره شدن

unexplained vanishings

پاره شدن بدون توضیح

past vanishings

پاره شدن گذشته

vanishing light

نور پاره شدن

جملات نمونه

the sudden vanishings of the hikers remain a mystery to investigators.

دریافت اطلاعات مربوط به ناپدید شدن ناگهانی کوهنوردان برای محققان هنوز مysterی است.

we studied historical records to understand the patterns of past vanishings.

ما به منظور درک الگوهای ناپدید شدن‌های گذشته، به دستاوردهای تاریخی مطالعه کردیم.

the magician's act relied on clever illusions and dramatic vanishings.

کارکرد جادوگر به ایلیزهای هوشمند و ناپدید شدن‌های دراماتیک بستگی داشت.

the investigation focused on the unexplained vanishings in the remote forest.

تحقيقات بر روی ناپدید شدن‌های ناشناخته در جنگل دورافتاده متمرکز بود.

the company attributed the decline in sales to a series of unfortunate vanishings of key personnel.

شرکت کاهش فروش را به دلیل سری از ناپدید شدن‌های نامطلوب کارکنان کلیدی نسبت داد.

the film explored the psychological impact of loved ones' vanishings.

فیلم تأثیر روانشناختی ناپدید شدن‌های افراد عزیز را بررسی کرد.

the detective meticulously documented each detail of the disappearances and vanishings.

دétektیو به دقت هر جزئیات ناپدید شدن‌ها و ناپدید شدن‌ها را ثبت کرد.

the author used the theme of vanishings to explore themes of loss and impermanence.

نویسنده از موضوع ناپدید شدن‌ها برای بررسی موضوعات از دست رفتن و گذراندن استفاده کرد.

the recurring vanishings in the haunted house were a central part of the legend.

ناپدید شدن‌های تکراری در خانه گوهره، بخشی اصلی از اسطوره بود.

the report detailed the alarming frequency of child vanishings in the region.

گزارش تعداد ناپدید شدن‌های کودکان در منطقه را به طور دقیق و نگران کننده توصیف کرد.

the witness described the gradual vanishings of the light from the horizon.

گواه ناپدید شدن تدریجی نور از افق را توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید