vanishment

[ایالات متحده]/ˈvænɪʃmənt/
[بریتانیا]/ˈvænɪʃmənt/

ترجمه

n. عمل ناپدید شدن

عبارات و ترکیب‌ها

mysterious vanishment

ناپدید شدن مرموز

sudden vanishment

ناپدید شدن ناگهانی

complete vanishment

ناپدید شدن کامل

vanishment act

حقه محو

vanishment phenomenon

پدیده محو

vanishment mystery

معمای محو

vanishment case

موارد محو

vanishment report

گزارش محو

vanishment theory

نظریه محو

vanishment story

داستان محو

جملات نمونه

the sudden vanishment of the artifact puzzled the researchers.

ناپدید شدن ناگهانی شیء باستان محققان را متحیر کرد.

his vanishment left everyone in shock and disbelief.

ناپدید شدنش باعث شد همه در شوک و ناباوری قرار گیرند.

the mystery surrounding her vanishment captivated the media.

معمایی که در اطراف ناپدید شدنش وجود داشت، رسانه ها را مجذوب خود کرد.

they launched an investigation into the vanishment of the child.

آنها تحقیقاتی را در مورد ناپدید شدن کودک آغاز کردند.

his vanishment was the subject of many conspiracy theories.

ناپدید شدنش موضوع بسیاری از نظریه های توطئه بود.

the vanishment of the species is a serious environmental concern.

ناپدید شدن گونه یک نگرانی جدی زیست محیطی است.

witnesses reported seeing strange lights before the vanishment.

شهود گزارش دادند قبل از ناپدید شدن نورهای عجیبی دیده اند.

her sudden vanishment raised many questions among her friends.

ناپدید شدن ناگهانی او سوالات زیادی را در بین دوستانش ایجاد کرد.

the vanishment of the stars at dawn was breathtaking.

ناپدید شدن ستارگان در سپیده دم نفس گیر بود.

after the vanishment of the cloud, the sky turned blue.

پس از ناپدید شدن ابرها، آسمان آبی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید