ventaja

[ایالات متحده]/vɛnˈtahə/
[بریتانیا]/vɛnˈtahə/

ترجمه

n. مزیت؛ فایده؛ برتری؛ حاشیه.

جملات نمونه

the company has a significant competitive advantage over its rivals.

شرکت دارای مزیت رقابتی قابل توجه‌ای نسبت به رقبا می‌باشد.

taking advantage of the situation, she negotiated better terms.

او از موقعیت بهره‌برداری کرد و شرایط بهتری را مذاکره کرد.

the numerical advantage of the home team was evident from the start.

مزیت عددی تیم میزبان از ابتدا واضح بود.

one of the main advantages of this technology is its low cost.

یکی از مزیت‌های اصلی این فناوری هزینه پایین آن است.

they lost their advantage when the market conditions changed.

آنها مزیت خود را از دست دادند وقتی شرایط بازار تغییر کرد.

the product's main advantage is its durability.

مزیت اصلی محصول مقاومت آن است.

we should capitalize on our current advantages in the market.

ما باید از مزیت‌های فعلی خود در بازار بهره‌برداری کنیم.

having a degree gives you a clear advantage in this field.

داشتن یک مدرک در این حوزه مزیت واضحی برای شما ایجاد می‌کند.

the economic advantages of renewable energy are becoming more apparent.

مزیت‌های اقتصادی انرژی‌های تجدیدپذیر رو به روشن شدن است.

our technological advantage keeps us ahead of competitors.

مزیت فناوری ما باعث می‌شود که پیشی از رقبا باشیم.

the team exploited their numerical advantage to score three goals.

تیم از مزیت عددی خود برای ثبت سه گل استفاده کرد.

what advantage do you have over the other candidates?

چه مزیتی نسبت به سایر نامزدها دارید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید