vocally

[ایالات متحده]/'vəukəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با استفاده از صدای خود؛ به طور شفاهی.

عبارات و ترکیب‌ها

speak vocally

صحبت کردن با صدای بلند

vocally express

بیان کردن با صدای بلند

vocally oppose

مخالفت کردن با صدای بلند

جملات نمونه

She expressed her opinion vocally during the meeting.

او نظر خود را به طور آشکارا در طول جلسه بیان کرد.

He is known for being vocally supportive of environmental causes.

او به خاطر حمایت صوتی از مسائل زیست محیطی شناخته شده است.

The singer performed vocally stunning songs at the concert.

خواننده آهنگ های بسیار زیبا را به صورت زنده در کنسرت اجرا کرد.

The politician vocally criticized the new policy.

سیاستمدار به طور آشکارا سیاست جدید را مورد انتقاد قرار داد.

She was vocally opposed to the idea of cutting funding for education.

او به طور آشکارا با این ایده کاهش بودجه آموزش مخالفت کرد.

The activists vocally protested against the construction of the new factory.

فعالین به طور آشکارا علیه ساخت کارخانه جدید اعتراض کردند.

The students vocally demanded fair treatment from the school administration.

دانشجویان به طور آشکارا خواستار رفتار منصفانه از سوی مدیریت مدرسه شدند.

The fans were vocally cheering for their favorite team.

هواداران به طور آشکارا برای تیم مورد علاقه خود تشویق می کردند.

She vocally supported the idea of implementing stricter gun control laws.

او به طور آشکارا از ایده اجرای قوانین سختگیرانه تر کنترل اسلحه حمایت کرد.

The actor was vocally praised for his outstanding performance in the play.

بازیگر به طور آشکارا به خاطر بازی برجسته اش در نمایش مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید