vexed

[ایالات متحده]/'vekst/
[بریتانیا]/vɛkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگران، مضطرب، عصبانی یا ناراحت
Word Forms
زمان گذشتهvexed
قسمت سوم فعلvexed

جملات نمونه

greatly vexed by their behavior; the vexed parents of an unruly teenager.

به شدت از رفتار آنها آزرده شده بود؛ والدین آزرده شده یک نوجوان نامرتب.

His longevity vexed his heirs.

طول عمر او باعث آزردگی وارثانش شد.

the memory of the conversation still vexed him.

هنوز خاطره‌ی مکالمه او را آزار می‌داد.

I'm very vexed with you!.

من خیلی از شما ناراحتم!

They’re discussing the vexed question of private health insurance.

آنها در مورد مسئله‌ی پیچیده بیمه‌ی درمانی خصوصی بحث می‌کنند.

the vexed question of exactly how much money the government is going to spend.

مسئله‌ی پیچیده این‌که دولت دقیقاً چه مقدار پول هزینه خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید