vitamin

[ایالات متحده]/ˈvɪtəmɪn/
[بریتانیا]/ˈvaɪtəmɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویتامین
Word Forms
جمعvitamins

عبارات و ترکیب‌ها

vitamin c

ویتامین سی

vitamin e

ویتامین E

vitamin d

ویتامین دی

vitamin a

ویتامین A

vitamin k

ویتامین کا

vitamin b complex

ویتامین ب کمپلکس

vitamin p

ویتامین پی

vitamin deficiency

کمبود ویتامین

جملات نمونه

this diet is deficient in vitamin B.

این رژیم فاقد ویتامین B است.

vitamin B12 is found in dairy products.

ویتامین B12 در محصولات لبنی یافت می‌شود.

Oranges are rich in vitamin C.

پرتقس‌ها سرشار از ویتامین C هستند.

Oranges contain vitamin C.

پرتقس‌ها حاوی ویتامین C هستند.

Vitamin B6 must be adequately supplied.

ویتامین B6 باید به طور مناسب تامین شود.

Injections of vitamin C are obviously advantageous.

تزریق ویتامین سی به وضوح مفید است.

Kelp is rich in vitamins and trace elements.

جلبک‌ها سرشار از ویتامین‌ها و عناصر ردی هستند.

Vitamin C deficiency can ultimately lead to scurvy.

کمبود ویتامین سی می تواند در نهایت منجر به اسکوروی شود.

the B vitamins give protection against infection.

ویتامین‌های ب از محافظت در برابر عفونت جلوگیری می‌کنند.

Vitamin C helps to keep colds and flu at bay.

ویتامین C به حفظ بدن در برابر سرماخگى و آنفولانزا کمک می‌کند.

Is tenability human body normal what is visual vitamin?

آیا توانایی انسان در داشتن بدن نرمال چیست؟ چه ویتامین بصری وجود دارد؟

took vitamins to ward off head colds.

ویتامین مصرف کرد تا از سرماجوش جلوگیری کند.

Vitamin C is supposed to prevent colds.

ویتامین سی قرار است از سرما جلوگیری کند.

My father swears by these vitamin pills.

پدرم به این قرص های ویتامین قسم می خورد.

The dairy enriched its milk with vitamin D.

کارخانه لبنی شیر خود را با ویتامین D غنی کرد.

A diet deficient in vitamin D may cause the disease rickets.

رژیم غذایی فاقد ویتامین D ممکن است باعث بیماری ریکتز شود.

changes in the levels of vitamins can affect energy and well-being.

تغییرات در سطح ویتامین‌ها می‌تواند بر انرژی و سلامت تأثیر بگذارد.

vitamin C helps your body utilize the iron present in your diet.

ویتامین C به بدن شما کمک می‌کند تا آهن موجود در رژیم غذایی شما را جذب کند.

نمونه‌های واقعی

You've been eating your greens and taking your vitamins.

شما سبزیجات خود را می‌خورید و ویتامین‌های خود را مصرف می‌کنید.

منبع: The importance of English names.

It's made of milk and has other vitamins and minerals.

این از شیر تهیه شده و حاوی سایر ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

منبع: World Holidays

I have some vitamins. Do you want some?

من ویتامین دارم. می‌خواهی؟

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

There are so many vitamins — Omega-3, etc, — in it.

ویتامین‌های زیادی - امگا 3 و غیره - در آن وجود دارد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Are you taking the prenatal vitamins we got you?

آیا ویتامین‌های دوران بارداری که برایت گرفتیم را مصرف می‌کنی؟

منبع: The Best Mom

Try to get B vitamins to facilitate better blood circulation.

سعی کنید ویتامین‌های B را برای بهبود گردش خون دریافت کنید.

منبع: Popular Science Essays

He did not have enough vitamins or minerals in his body.

او ویتامین یا مواد معدنی کافی در بدنش نداشت.

منبع: Global Slow English

A superfood describes a food containing many vitamins and other healthy nutrients.

یک غذای فوق‌العاده غذایی است که حاوی ویتامین‌ها و سایر مواد مغذی سالم است.

منبع: 6 Minute English

I know these look like candy, but they're actually prenatal vitamins.

می‌دانم اینها شبیه آبنبات هستند، اما در واقع ویتامین‌های دوران بارداری هستند.

منبع: Our Day Season 2

It can require special vitamins or medicines, or even surgery on the baby.

ممکن است به ویتامین‌ها یا داروها خاص یا حتی جراحی برای نوزاد نیاز باشد.

منبع: Global Slow English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید