vitiating

[ایالات متحده]/ˈvɪʃ.i.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɪʃ.i.eɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کیفیت چیزی را تضعیف یا آسیب رساندن؛ نابود کردن یا بی‌اثر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

vitiating factors

عوامل مسموم‌کننده

vitiating conditions

شرایط مسموم‌کننده

vitiating elements

عناصر مسموم‌کننده

vitiating influences

تاثیرات مسموم‌کننده

vitiating effects

اثرات مسموم‌کننده

vitiating circumstances

شرایط مسموم‌کننده

vitiating defects

عیوب مسموم‌کننده

vitiating flaws

نقص‌های مسموم‌کننده

vitiating mistakes

اشتباهات مسموم‌کننده

vitiating actions

اقدامات مسموم‌کننده

جملات نمونه

the vitiating factors in the contract led to its nullification.

عوامل مسموم‌کننده در قرارداد منجر به ابطال آن شد.

vitiating circumstances can undermine the validity of an agreement.

شرایط مسموم‌کننده می‌توانند اعتبار یک توافق را تضعیف کنند.

his vitiating behavior caused problems within the team.

رفتار مسموم‌کننده او باعث ایجاد مشکل در تیم شد.

the court found vitiating elements in the evidence presented.

دادگاه عوامل مسموم‌کننده را در شواهد ارائه شده یافت.

vitiating influences can lead to poor decision-making.

تاثیرات مسموم‌کننده می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شوند.

she argued that vitiating conditions affected her judgment.

او استدلال کرد که شرایط مسموم‌کننده بر قضاوت او تأثیر گذاشت.

the vitiating impact of stress was evident in his performance.

اثرات مسموم‌کننده استرس در عملکرد او آشکار بود.

vitiating elements in the study compromised its findings.

عوامل مسموم‌کننده در مطالعه نتایج آن را به خطر انداخت.

they sought to eliminate any vitiating factors from the process.

آنها به دنبال حذف هرگونه عامل مسموم‌کننده از فرآیند بودند.

vitiating aspects of the plan were identified during the review.

جنبه‌های مسموم‌کننده طرح در طول بررسی شناسایی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید