voluntarism

[ایالات متحده]/'vɒləntərɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'vɑləntərɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داوطلبانه اهداگرایی، حمایت از خدمت نظامی داوطلبانه، داوطلب‌گرایی

جملات نمونه

voluntarism plays a crucial role in community service projects

داوطلبی نقش مهمی در پروژه های خدمات اجتماعی ایفا می‌کند.

many people engage in voluntarism to give back to society

بسیاری از مردم در داوطلبی شرکت می‌کنند تا به جامعه بازگردانند.

voluntarism promotes a sense of social responsibility

داوطلبی حس مسئولیت اجتماعی را ترویج می‌کند.

voluntarism allows individuals to make a positive impact on their communities

داوطلبی به افراد این امکان را می‌دهد تا تأثیر مثبتی بر جوامع خود بگذارند.

voluntarism is a way to contribute to the greater good

داوطلبی راهی برای کمک به نفع عمومی است.

voluntarism helps build stronger communities

داوطلبی به ایجاد جوامع قوی‌تر کمک می‌کند.

voluntarism can lead to personal growth and fulfillment

داوطلبی می‌تواند منجر به رشد و ارضای شخصی شود.

voluntarism relies on the dedication and commitment of volunteers

داوطلبی به تعهد و فداکاری داوطلبان متکی است.

voluntarism is a cornerstone of many nonprofit organizations

داوطلبی سنگ بنای بسیاری از سازمان‌های غیرانتفاعی است.

voluntarism fosters a sense of belonging and community spirit

داوطلبی حس تعلق و روحیه جامعه را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید