vortices

[ایالات متحده]/ˈvɔːtɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈvɔːrtɪsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده چرخنده‌ای از مایع یا هوا

عبارات و ترکیب‌ها

air vortices

گرداب‌های هوا

vortex formation

تشکیل گرداب

vortices interaction

تعامل گرداب‌ها

vortices flow

جریان گرداب‌ها

vortices dynamics

پویایی گرداب‌ها

vortices behavior

رفتار گرداب‌ها

vortices patterns

الگوهای گردابی

vortices analysis

تجزیه و تحلیل گرداب‌ها

vortices stability

پایداری گرداب‌ها

vortices effects

اثرات گرداب‌ها

جملات نمونه

the vortices in the water created beautiful patterns.

الگرداب‌ها در آب الگوهای زیبا ایجاد کردند.

scientists study vortices to understand fluid dynamics.

دانشمندان گرداب‌ها را برای درک دینامیک سیالات مطالعه می‌کنند.

the tornado produced powerful vortices that caused destruction.

تندباد گرداب‌های قدرتمندی ایجاد کرد که باعث ویرانی شد.

vortices can be observed in the wake of a boat.

می‌توان گرداب‌ها را در پشت یک قایق مشاهده کرد.

the artist depicted vortices in her abstract painting.

هنرمند گرداب‌ها را در نقاشی انتزاعی خود به تصویر کشید.

vortices play a crucial role in weather patterns.

گرداب‌ها نقش مهمی در الگوهای آب و هوا دارند.

he explained how vortices form in the atmosphere.

او توضیح داد که گرداب‌ها چگونه در جو زمین شکل می‌گیرند.

the study focused on the stability of vortices in fluids.

این مطالعه بر پایداری گرداب‌ها در سیالات تمرکز داشت.

vortices can enhance the mixing of different substances.

گرداب‌ها می‌توانند مخلوط شدن مواد مختلف را افزایش دهند.

the engineer designed a system to control vortices.

مهندس یک سیستم برای کنترل گرداب‌ها طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید