wagons

[ایالات متحده]/ˈwæɡənz/
[بریتانیا]/ˈwæɡənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالسکه بار چهارچرخ؛ واگن بار ریلی؛ کالسکه دستی کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

cargo wagons

واگن‌های باری

freight wagons

واگن‌های باری

passenger wagons

واگن‌های مسافربری

train wagons

واگن‌های قطار

open wagons

واگن‌های روباز

closed wagons

واگن‌های بسته

flat wagons

واگن‌های تخت

tank wagons

واگن‌های تانکر

box wagons

واگن‌های صندوقی

cattle wagons

واگن‌های دام

جملات نمونه

the train was pulled by several wagons.

قطار توسط چندین واگن کشیده می‌شد.

children love to play with toy wagons.

بچه ها عاشق بازی با واگن اسباب بازی هستند.

the farmers filled the wagons with hay.

کشاورزان واگن ها را با کاه پر کردند.

we saw colorful wagons at the festival.

ما واگن های رنگارنگ را در جشنواره دیدیم.

they used wagons to transport goods across the country.

آنها از واگن ها برای حمل کالا در سراسر کشور استفاده کردند.

the old wagons were restored for the museum.

واگن های قدیمی برای موزه بازسازی شدند.

he loaded the wagons with supplies for the trip.

او واگن ها را با لوازم مورد نیاز برای سفر پر کرد.

wagons were once a common sight on the roads.

واگن ها زمانی منظره رایجی در جاده ها بودند.

the wagons creaked as they moved down the hill.

واگن ها هنگام حرکت به سمت پایین تپه صدا می دادند.

she painted the wagons in bright colors.

او واگن ها را با رنگ های روشن نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید