waitered

[ایالات متحده]/ˈweɪtəd/
[بریتانیا]/ˈweɪtərd/

ترجمه

v. به مشتریان در یک رستوران غذا یا نوشیدنی ارائه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

waitered table

میز پذیرایی

waitered guests

مهمانان پذیرایی

waitered order

سفارش پذیرایی

waitered service

خدمات پذیرایی

waitered meal

غذاهای پذیرایی

waitered event

رویداد پذیرایی

waitered experience

تجربه پذیرایی

waitered drinks

نوشیدنی‌های پذیرایی

waitered party

جشن پذیرایی

waitered function

عملکرد پذیرایی

جملات نمونه

he was waitered by the best staff at the restaurant.

او توسط بهترین کارکنان رستوران پذیرایی شد.

she felt special when she was waitered with extra attention.

وقتی با دقت و توجه بیشتر پذیرایی می‌شد، احساس خاص بودن می‌کرد.

they were waitered promptly despite the busy evening.

با وجود شلوغی شب، به سرعت پذیرایی شدند.

we were waitered by a friendly and attentive waiter.

ما توسط یک گارسون دوستانه و با دقت پذیرایی شدیم.

the guests were waitered with a smile throughout the meal.

در طول غذا، مهمانان با لبخند پذیرایی شدند.

he always prefers to be waitered at his favorite restaurant.

او همیشه ترجیح می‌دهد در رستوران مورد علاقه خود پذیرایی شود.

they were waitered efficiently, making the experience enjoyable.

آنها به طور موثر پذیرایی شدند، که باعث شد تجربه لذت بخش باشد.

she was waitered as soon as she sat down at the table.

همین که روی میز نشست، پذیرایی از او انجام شد.

being waitered in a cozy atmosphere enhances the dining experience.

پذیرایی در فضایی دنج، تجربه غذا خوردن را بهبود می‌بخشد.

after being waitered, they left a generous tip for the waiter.

پس از پذیرایی، آنها برای گارسون انعام سخاوتمندانه‌ای گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید