waived

[ایالات متحده]/weɪvd/
[بریتانیا]/weɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعلام کردن رهاسازی (زمان گذشته و گذشته participle از waive)؛ کنار گذاشتن؛ به تعویق انداختن؛ تسلیم شدن (حقوق، ادعاها و غیره)؛ تسلیم شدن؛ سرکوب کردن؛ به تعویق انداختن (زمان گذشته و گذشته participle از waive)
adj. رها شده؛ سرکوب شده؛ به تعویق افتاده

عبارات و ترکیب‌ها

waived fees

پرداخت‌های معاف شده

waived rights

حقوق معاف شده

waived claims

ادعاهای معاف شده

waived penalties

جریمه‌های معاف شده

waived charges

هزینه‌های معاف شده

waived requirements

الزامات معاف شده

waived obligations

وظایف معاف شده

waived conditions

شرایط معاف شده

waived interests

سودهای معاف شده

waived benefits

مزایای معاف شده

جملات نمونه

the fee was waived for low-income families.

هزینه برای خانواده‌های کم‌درآمد بخشیده شد.

she waived her right to a trial.

او حق حضور در دادگاه را کنار گذاشت.

the company waived the late payment penalties.

شرکت جریمه‌های پرداخت دیر را بخشید.

he decided to waive his salary for the month.

او تصمیم گرفت حقوق خود را برای یک ماه کنار بگذارد.

the school waived the application fee for all students.

مدرسه هزینه درخواست را برای همه دانش آموزان بخشید.

they waived the requirement for a background check.

آنها نیاز به بررسی سابقه را کنار گذاشتند.

she waived her right to privacy during the investigation.

او حق حریم خصوصی خود را در طول تحقیقات کنار گذاشت.

the contract stated that fees could be waived under certain conditions.

قرارداد بیان می‌کرد که تحت شرایط خاص می‌توان هزینه‌ها را بخشید.

he was happy to have his debt waived.

او از بخشیده شدن بدهی خود خوشحال بود.

they agreed to waive the warranty for the product.

آنها با بخشش گارانتی محصول موافقت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید