want

[ایالات متحده]/wɒnt/
[بریتانیا]/wɑnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نیاز داشتن; کمبود داشتن; آرزو کردن
n. نیاز; کمبود; ضرورت
vi. کمبود داشتن; نیاز داشتن.
Word Forms
زمان گذشتهwanted
قسمت سوم فعلwanted
صفت یا فعل حال استمراریwanting
شکل سوم شخص مفردwants
جمعwants

عبارات و ترکیب‌ها

I want

من می‌خواهم

really want

واقعاً می‌خواهم

want this

می‌خواهم این

might want

شاید بخواهم

want to be

می‌خواهم باشم

want to do

می‌خواهم انجام دهم

want of

نیاز به

want in

می‌خواهم داخل

in want

درخواست

want for

می‌خواهم برای

whatever you want

هر چه بخواهید

in want of

در نیاز به

for want of

به دلیل فقدان

want out

می‌خواهم بیرون

freedom from want

رهایی از نیاز

want ad

تبلیغ مورد نظر

want a go

می‌خواهم یک فرصت

جملات نمونه

They want to leave.

آنها می‌خواهند از اینجا بروند.

I want an apple.

من یک سیب می‌خواهم.

I want a book.

من یک کتاب می‌خواهم.

They want good jobs.

آنها مشاغل خوب می‌خواهند.

I want a shave.

من می‌خواهم اصلاح کنم.

a want ad for doctors

یک آگهی استخدام برای پزشکان

I've a fancy they want to be alone.

من فکر می کنم آنها می خواهند تنها باشند.

they want to feel out the situation.

آنها می‌خواهند شرایط را ارزیابی کنند.

it made me want to hurl.

این باعث شد من بخواهم حالیم به هم بریزد.

I want my ma.

من مادر שלי را می‌خواهم.

none of you want to work.

هیچ‌کدام از شما نمی‌خواهید کار کنید.

I want to quit smoking.

من می‌خواهم سیگار کشیدن را ترک کنم.

I want to be quit of him.

من می‌خواهم از او خلاص شوم.

I really want to go.

من واقعاً می‌خواهم بروم.

I want a truthful answer.

من یک پاسخ صادقانه می‌خواهم.

the wheel wants greasing.

چرخ نیاز به روان‌کاری دارد.

it won't be through want of trying.

این به دلیل تلاش کم نخواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید