warm-loving people
افراد گرمخواه
warm-loving climate
ایکلیم گرمخواه
warm-loving home
خانهای گرمخواه
warm-loving embrace
گرمخواهی آغوش
warm-loving smile
خندهای گرمخواه
being warm-loving
بودن گرمخواه
warm-loving gesture
گسترش گرمخواه
warm-loving atmosphere
اتمسفر گرمخواه
warm-loving personality
شخصیت گرمخواه
warm-loving nature
طبیعت گرمخواه
she's a warm-loving person who always puts others first.
او یک فرد گرم و مهربان است که همیشه دیگران را در اولویت قرار میدهد.
the warm-loving atmosphere of the cafe made me feel instantly comfortable.
اتمسفر گرم و مهربان کافه من را به طور فوری راحت کرد.
he's a warm-loving grandfather who enjoys spoiling his grandchildren.
او یک دادوستادگی گرم و مهربان است که لذت میبرد از آزار دادن نوههایش.
their warm-loving relationship is an inspiration to everyone around them.
رابطه گرم و مهربان آنها برای همه اطرافیانشان الهام بخش است.
the dog was a warm-loving companion, always eager for a cuddle.
این سگ یک همراه گرم و مهربان بود، همیشه آماده برای یک لایروبی.
we appreciate their warm-loving hospitality during our visit.
ما از میزبانی گرم و مهربان آنها در طول بازدیدمان قدردانی میکنیم.
the community is known for its warm-loving and supportive environment.
این جامعه به خاطر محیط گرم و مهربان و حمایتیاش معروف است.
she gave a warm-loving welcome to the new neighbors.
او به همسایگان جدید یک خوش آمد گویی گرم و مهربان داد.
he offered a warm-loving smile and a helping hand.
او یک لبخند گرم و مهربان و دست کمکی ارائه کرد.
the children thrived in a warm-loving and nurturing home.
کودکان در یک خانه گرم و مهربان و پرورش دهنده به خوبی رشد کردند.
it was a warm-loving gesture that touched my heart deeply.
این یک حرکت گرم و مهربان بود که قلب من را به طور عمیقی لمس کرد.
warm-loving people
افراد گرمخواه
warm-loving climate
ایکلیم گرمخواه
warm-loving home
خانهای گرمخواه
warm-loving embrace
گرمخواهی آغوش
warm-loving smile
خندهای گرمخواه
being warm-loving
بودن گرمخواه
warm-loving gesture
گسترش گرمخواه
warm-loving atmosphere
اتمسفر گرمخواه
warm-loving personality
شخصیت گرمخواه
warm-loving nature
طبیعت گرمخواه
she's a warm-loving person who always puts others first.
او یک فرد گرم و مهربان است که همیشه دیگران را در اولویت قرار میدهد.
the warm-loving atmosphere of the cafe made me feel instantly comfortable.
اتمسفر گرم و مهربان کافه من را به طور فوری راحت کرد.
he's a warm-loving grandfather who enjoys spoiling his grandchildren.
او یک دادوستادگی گرم و مهربان است که لذت میبرد از آزار دادن نوههایش.
their warm-loving relationship is an inspiration to everyone around them.
رابطه گرم و مهربان آنها برای همه اطرافیانشان الهام بخش است.
the dog was a warm-loving companion, always eager for a cuddle.
این سگ یک همراه گرم و مهربان بود، همیشه آماده برای یک لایروبی.
we appreciate their warm-loving hospitality during our visit.
ما از میزبانی گرم و مهربان آنها در طول بازدیدمان قدردانی میکنیم.
the community is known for its warm-loving and supportive environment.
این جامعه به خاطر محیط گرم و مهربان و حمایتیاش معروف است.
she gave a warm-loving welcome to the new neighbors.
او به همسایگان جدید یک خوش آمد گویی گرم و مهربان داد.
he offered a warm-loving smile and a helping hand.
او یک لبخند گرم و مهربان و دست کمکی ارائه کرد.
the children thrived in a warm-loving and nurturing home.
کودکان در یک خانه گرم و مهربان و پرورش دهنده به خوبی رشد کردند.
it was a warm-loving gesture that touched my heart deeply.
این یک حرکت گرم و مهربان بود که قلب من را به طور عمیقی لمس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید