wastefully

[ایالات متحده]/'weistfəli/
[بریتانیا]/ˈ westfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که شامل هزینه یا مصرف بیش از حد یا غیرضروری است؛ بدون صرفه‌جویی یا احتیاط

نمونه‌های واقعی

Yes. The estate has been run very wastefully for many years.

بله. این املاک سال‌هاست که به طرز بسیار هدردهنده‌ای اداره می‌شود.

منبع: Downton Abbey Season 3

They're killed as by-catch and most sadly and I think most wastefully, they're killed for just their fins.

آنها به عنوان صید فرعی کشته می‌شوند و متاسفانه و به نظر من به طرز بسیار هدردهنده‌ای، فقط برای باله‌هایشان کشته می‌شوند.

منبع: CNN 10 Student English February 2017 Collection

Yes. The estate has been run very wastefully for many years. - I won't listen to this! - Now, come on, Jarvis. If I can listen to it, so can you.

بله. این املاک سال‌هاست که به طرز بسیار هدردهنده‌ای اداره می‌شود. - من نمی‌خواهم به این گوش کنم! - خب، بیا، جارویس. اگر من می‌توانم به آن گوش کنم، شما هم می‌توانید.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

It was a self-absorption with no comfort, a demand for expression with no outlet, a sense of time rushing by, ceaselessly and wastefully—assuaged only by that conviction that there was nothing to waste, because all efforts and attainments were equally valueless.

خودشیفتگی بدون آسایش بود، تقاضایی برای بیان بدون راه خروجی، احساسی از گذر زمان، بی‌وقفه و به هدر دادن - فقط با این باور تسکین یافت که چیزی برای هدر دادن وجود ندارد، زیرا تمام تلاش‌ها و دستاوردها به یک اندازه بی‌ارزش بودند.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید