waylay

[ایالات متحده]/weɪˈleɪ/
[بریتانیا]/weɪˈleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

waylay
vt. کمین کردن؛ در کمین نشستن
Definition: در یک مکان خاص پنهان شدن و به طور ناگهانی حمله کردن.
Word Forms
زمان گذشتهwaylaid
صفت یا فعل حال استمراریwaylaying
قسمت سوم فعلwaylaid
شکل سوم شخص مفردwaylays
جمعwaylays

جملات نمونه

The thieves tried to waylay the unsuspecting travelers on the dark road.

سارقان تلاش کردند تا مسافران بی‌احتیاط را در جاده تاریک به دام بیندازند.

Criminals often waylay people in secluded areas to rob them.

جنایتکاران اغلب افراد را در مناطق خلوت به دام می‌اندازند تا آن‌ها را غارت کنند.

She was waylaid by a group of aggressive salespeople in the mall.

او توسط گروهی از فروشندگان پر ادعا در مرکز خرید به دام افتاد.

Beware of strangers who may try to waylay you on your way home.

مراقب افراد غریبه‌ای باشید که ممکن است سعی کنند شما را در مسیر خانه به دام بیندازند.

The bandits waylaid the convoy and stole all the goods.

راهزن‌ها کاروان را به دام انداختند و تمام کالاها را دزدیدند.

The paparazzi waylaid the celebrity outside the restaurant to get a photo.

پاپاراتی‌ها برای گرفتن عکس، بازیگر را در خارج از رستوران به دام انداختند.

Protesters attempted to waylay the politician as he left the building.

تظاهرکنندگان تلاش کردند تا زمانی که سیاستمدار ساختمان را ترک کرد، او را به دام بیندازند.

The ambush was carefully planned to waylay the enemy troops.

کمین به دقت برنامه‌ریزی شده بود تا نیروهای دشمن را به دام بیندازد.

The detective was waylaid by a false lead in the investigation.

کارآگاه به دلیل یک سرنخ نادرست در تحقیقات به دام افتاد.

The kidnappers waylaid the wealthy businessman and demanded a ransom.

ربایان بازرگان ثروتمند را به دام انداختند و خواستار باج شدند.

نمونه‌های واقعی

Scientific careers can be made or waylaid on the basis of publications.

مسیر شغلی علمی می‌تواند بر اساس انتشارها شکل بگیرد یا با مشکلاتی مواجه شود.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation September 2015

Capitan. Excuse me. The locals told me your voyage was waylaid, sir.

کاپیتان. ببخشید. مردم محلی به من گفتند سفر شما با مشکلاتی مواجه شده است.

منبع: Go blank axis version

Accordingly, the wags claimed that this slippery rascal had waylaid some passing telegram and was making the most of it.

بنابراین، افراد شوخ طبع ادعا کردند که این آدم لیز خورده یک تلگرام عبوری را ربوده و از آن به بهترین شکل استفاده کرده است.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

The person may try to accost or waylay you.

آن شخص ممکن است سعی کند شما را دستگیر یا راهیابی کند.

منبع: 2009 ESLPod

I could see he was waiting to waylay Amulya.

من می‌توانستم ببینم که او منتظر این بود تا آمولیا را راهیابی کند.

منبع: Family and the World (Part 2)

Magic had waylaid the strong arm of the young brave.

جادو، بازوی قوی جوان شجاع را با مشکلاتی مواجه کرد.

منبع: Vancouver Legend

I waylaid Raffles. " All right! Let him find the pearl" .

من رافلس را با مشکلاتی مواجه کردم.

منبع: Amateur Thief Rafiz

Bandits waylaid the boss, while he was going to the mine.

راهزن‌ها، رئیس را در حالی که به سمت معدن می‌رفت، با مشکلاتی مواجه کردند.

منبع: Pan Pan

In the attack, however, we found the Harkonnens had waylaid the Fremen courier—badly wounded him.

با این حال، در حمله، متوجه شدیم که هارکونن‌ها پیک فرمن را با مشکلاتی مواجه کرده‌اند - به شدت زخمی شده است.

منبع: "Dune" audiobook

If a stranger tries to accost or waylay you, run away as fast as you can.

اگر یک غریبه سعی کرد شما را دستگیر یا راهیابی کند، تا آنجا که می‌توانید فرار کنید.

منبع: 2009 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید