waylaying travelers
کمین زدن مسافران
waylaying enemies
کمین زدن دشمنان
waylaying victims
کمین زدن قربانیان
waylaying strangers
کمین زدن غریبهها
waylaying merchants
کمین زدن بازرگانان
waylaying pedestrians
کمین زدن عابران پیاده
waylaying foes
کمین زدن دشمنان
waylaying friends
کمین زدن دوستان
waylaying agents
کمین زدن عوامل
waylaying opponents
کمین زدن رقیبان
the bandits were waylaying travelers on the lonely road.
راهزنان در حال کمین مسافران در جاده خلوت بودند.
she was waylaying her friend to discuss the surprise party.
او برای صحبت درباره مهمانی غافلگیری دوست خود را در حال کمین قرار داد.
the detective suspected someone was waylaying him.
مامور پلیس مشکوک بود که کسی در حال کمین اوست.
waylaying unsuspecting victims is a common tactic in crime.
کمین قربانیان غافلگیر، یک تاکتیک رایج در جرم و جنایت است.
they planned on waylaying the delivery truck.
آنها قصد داشتند کامیون تحویل را در کمین بگیرند.
waylaying can lead to dangerous situations.
کمین میتواند منجر به موقعیتهای خطرناک شود.
he was caught waylaying his former partner.
او در حال کمین شریک سابق خود دستگیر شد.
waylaying is not only illegal but also unethical.
کمین نه تنها غیرقانونی بلکه غیراخلاقی است.
they were waylaying anyone who dared to enter their territory.
آنها هر کسی که جرات ورود به قلمرو آنها را داشتند در کمین میگرفتند.
waylaying often involves a group working together.
کمین اغلب شامل گروهی است که با هم کار میکنند.
waylaying travelers
کمین زدن مسافران
waylaying enemies
کمین زدن دشمنان
waylaying victims
کمین زدن قربانیان
waylaying strangers
کمین زدن غریبهها
waylaying merchants
کمین زدن بازرگانان
waylaying pedestrians
کمین زدن عابران پیاده
waylaying foes
کمین زدن دشمنان
waylaying friends
کمین زدن دوستان
waylaying agents
کمین زدن عوامل
waylaying opponents
کمین زدن رقیبان
the bandits were waylaying travelers on the lonely road.
راهزنان در حال کمین مسافران در جاده خلوت بودند.
she was waylaying her friend to discuss the surprise party.
او برای صحبت درباره مهمانی غافلگیری دوست خود را در حال کمین قرار داد.
the detective suspected someone was waylaying him.
مامور پلیس مشکوک بود که کسی در حال کمین اوست.
waylaying unsuspecting victims is a common tactic in crime.
کمین قربانیان غافلگیر، یک تاکتیک رایج در جرم و جنایت است.
they planned on waylaying the delivery truck.
آنها قصد داشتند کامیون تحویل را در کمین بگیرند.
waylaying can lead to dangerous situations.
کمین میتواند منجر به موقعیتهای خطرناک شود.
he was caught waylaying his former partner.
او در حال کمین شریک سابق خود دستگیر شد.
waylaying is not only illegal but also unethical.
کمین نه تنها غیرقانونی بلکه غیراخلاقی است.
they were waylaying anyone who dared to enter their territory.
آنها هر کسی که جرات ورود به قلمرو آنها را داشتند در کمین میگرفتند.
waylaying often involves a group working together.
کمین اغلب شامل گروهی است که با هم کار میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید