waylaying

[ایالات متحده]/ˈweɪleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈweɪleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کمین رفتن یا به دام انداختن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

waylaying travelers

کمین زدن مسافران

waylaying enemies

کمین زدن دشمنان

waylaying victims

کمین زدن قربانیان

waylaying strangers

کمین زدن غریبه‌ها

waylaying merchants

کمین زدن بازرگانان

waylaying pedestrians

کمین زدن عابران پیاده

waylaying foes

کمین زدن دشمنان

waylaying friends

کمین زدن دوستان

waylaying agents

کمین زدن عوامل

waylaying opponents

کمین زدن رقیبان

جملات نمونه

the bandits were waylaying travelers on the lonely road.

راهزنان در حال کمین مسافران در جاده خلوت بودند.

she was waylaying her friend to discuss the surprise party.

او برای صحبت درباره مهمانی غافلگیری دوست خود را در حال کمین قرار داد.

the detective suspected someone was waylaying him.

مامور پلیس مشکوک بود که کسی در حال کمین اوست.

waylaying unsuspecting victims is a common tactic in crime.

کمین قربانیان غافلگیر، یک تاکتیک رایج در جرم و جنایت است.

they planned on waylaying the delivery truck.

آنها قصد داشتند کامیون تحویل را در کمین بگیرند.

waylaying can lead to dangerous situations.

کمین می‌تواند منجر به موقعیت‌های خطرناک شود.

he was caught waylaying his former partner.

او در حال کمین شریک سابق خود دستگیر شد.

waylaying is not only illegal but also unethical.

کمین نه تنها غیرقانونی بلکه غیراخلاقی است.

they were waylaying anyone who dared to enter their territory.

آنها هر کسی که جرات ورود به قلمرو آنها را داشتند در کمین می‌گرفتند.

waylaying often involves a group working together.

کمین اغلب شامل گروهی است که با هم کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید