weighs

[ایالات متحده]/weɪz/
[بریتانیا]/weɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وزن چیزی را اندازه‌گیری کردن؛ وزن مشخصی داشتن؛ در نظر گرفتن یا ارزیابی کردن؛ به وزن معینی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

weighs a lot

خیلی سنگین است

weighs heavily

به شدت سنگین است

weighs in

در نظر گرفتن

weighs down

سنگین کردن

weighs on

بر دوش دارد

weighs against

در برابر وزن کردن

weighs up

وزن کردن

weighs little

خیلی سبک است

weighs more

بیشتر وزن دارد

weighs less

کمتر وزن دارد

جملات نمونه

the package weighs more than i expected.

بسته از آنچه انتظار داشتم سنگین‌تر است.

she weighs herself every morning.

او هر روز صبح وزن خود را می‌کند.

this book weighs a ton!

این کتاب خیلی سنگین است!

he weighs the pros and cons before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری جوانب مثبت و منفی را در نظر می‌گیرد.

the doctor asked how much he weighs.

دکتر پرسید چقدر وزن دارد.

gold weighs more than silver.

طلا از نقره سنگین‌تر است.

she weighs her options carefully.

او گزینه‌های خود را با دقت بررسی می‌کند.

this suitcase weighs a lot; i need help.

این چمدان خیلی سنگین است؛ به کمک نیاز دارم.

he weighs about 70 kilograms.

او حدود 70 کیلوگرم وزن دارد.

before the race, i need to see how much i weigh.

قبل از مسابقه، باید ببینم چقدر وزن دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید