well-built frame
چارچوب ساختاری خوب
well-built house
خانه ساختاری خوب
well-built machine
ماشین ساختاری خوب
well-built athlete
ورزشکار ساختاری خوب
well-built structure
ساختار ساختاری خوب
well-built city
شهر ساختاری خوب
well-built character
شخصیت ساختاری خوب
well-built bridge
پل ساختاری خوب
the well-built house stood strong against the storm.
خانهی بهخوبی ساخته شده در برابر باران شدید مقاومت کرد.
he was a well-built athlete with impressive muscles.
او یک ورزشکار بهخوبی ساخته شده با عضلات عالی بود.
the well-built bridge connected the two sides of the river.
پلی بهخوبی ساخته شده دو طرف رودخانه را به هم متصل کرد.
the company has a well-built reputation for quality products.
شرکت دارای یک شهرت بهخوبی ساخته شده برای محصولات با کیفیت است.
she admired the well-built garden with its intricate design.
او به گیاهان بهخوبی ساخته شده با طراحی پیچیده اعجاب داشت.
the well-built software proved reliable and efficient.
نرمافزار بهخوبی ساخته شده ثابت کرد که قابل اعتماد و کارآمد است.
they designed a well-built system to manage the data.
آنها یک سیستم بهخوبی ساخته شده برای مدیریت دادهها طراحی کردند.
the well-built argument convinced the jury of his innocence.
حُجَّت بهخوبی ساخته شده دادگاه را متقاعد کرد که او بیگناه است.
the well-built infrastructure supported the growing city.
بنیادهای بهخوبی ساخته شده شهر در حال رشد را حمایت کرد.
it was a well-built case, supported by strong evidence.
این یک پروندهی بهخوبی ساخته شده بود که توسط شواهد قوی حمایت میشد.
the well-built team worked together seamlessly to achieve their goal.
تیم بهخوبی ساخته شده بهطور چاپچاپ با هم کار کردند تا هدف خود را به دست آورند.
well-built frame
چارچوب ساختاری خوب
well-built house
خانه ساختاری خوب
well-built machine
ماشین ساختاری خوب
well-built athlete
ورزشکار ساختاری خوب
well-built structure
ساختار ساختاری خوب
well-built city
شهر ساختاری خوب
well-built character
شخصیت ساختاری خوب
well-built bridge
پل ساختاری خوب
the well-built house stood strong against the storm.
خانهی بهخوبی ساخته شده در برابر باران شدید مقاومت کرد.
he was a well-built athlete with impressive muscles.
او یک ورزشکار بهخوبی ساخته شده با عضلات عالی بود.
the well-built bridge connected the two sides of the river.
پلی بهخوبی ساخته شده دو طرف رودخانه را به هم متصل کرد.
the company has a well-built reputation for quality products.
شرکت دارای یک شهرت بهخوبی ساخته شده برای محصولات با کیفیت است.
she admired the well-built garden with its intricate design.
او به گیاهان بهخوبی ساخته شده با طراحی پیچیده اعجاب داشت.
the well-built software proved reliable and efficient.
نرمافزار بهخوبی ساخته شده ثابت کرد که قابل اعتماد و کارآمد است.
they designed a well-built system to manage the data.
آنها یک سیستم بهخوبی ساخته شده برای مدیریت دادهها طراحی کردند.
the well-built argument convinced the jury of his innocence.
حُجَّت بهخوبی ساخته شده دادگاه را متقاعد کرد که او بیگناه است.
the well-built infrastructure supported the growing city.
بنیادهای بهخوبی ساخته شده شهر در حال رشد را حمایت کرد.
it was a well-built case, supported by strong evidence.
این یک پروندهی بهخوبی ساخته شده بود که توسط شواهد قوی حمایت میشد.
the well-built team worked together seamlessly to achieve their goal.
تیم بهخوبی ساخته شده بهطور چاپچاپ با هم کار کردند تا هدف خود را به دست آورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید