well-compensated

[ایالات متحده]/[wɛl ˈkɒmpənˌsteɪtɪd]/
[بریتانیا]/[wɛl ˈkɒmpənˌsteɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دریافت مزد خوب یا مزایا؛ به درستی پرداخت شده؛ به اندازه کافی پاداش داده شده برای تلاش یا خدمات خود؛ مالی امن به دلیل شغل خود

عبارات و ترکیب‌ها

well-compensated employees

کارمندان به خوبی پرداخت شده

being well-compensated

به خوبی پرداخت شدن

well-compensated position

موقعیت به خوبی پرداخت شده

were well-compensated

به خوبی پرداخت شدند

well-compensated work

کار به خوبی پرداخت شده

highly well-compensated

به خوبی و به طور چشمگیری پرداخت شده

well-compensated roles

نقش‌های به خوبی پرداخت شده

become well-compensated

به خوبی پرداخت شوند

well-compensated for

به خوبی پرداخت شده برای

well-compensated staff

کارکنان به خوبی پرداخت شده

جملات نمونه

the well-compensated sales representative exceeded their quarterly goals.

نماینده فروش پرداخت‌شده به خوبی اهداف فصلی خود را تجاوز کرد.

she sought a well-compensated position in data science with flexible hours.

او به دنبال یک پست پرداخت‌شده در علوم داده با ساعات کاری انعطاف‌پذیر بود.

a well-compensated consultant can command high fees for their expertise.

یک مشاور پرداخت‌شده می‌تواند به دلیل تخصص خود هزینه‌های بالا را اعلام کند.

he left his previous job for a well-compensated role in a startup company.

او از شغل قبلی خود برای یک نقش پرداخت‌شده در یک شرکت نوپا رفت.

the well-compensated software engineer enjoyed a high standard of living.

مهندس نرم‌افزار پرداخت‌شده به سبک زندگی بالا لذت می‌برد.

many graduates aspire to find well-compensated careers in finance.

بسیاری از فارغ‌التحصیلان به دنبال یافتن کارهای پرداخت‌شده در حوزه مالی هستند.

the company offered a well-compensated benefits package to attract top talent.

شرکت یک بسته مزایای پرداخت‌شده را برای جذب بهترین نیروی انسانی ارائه داد.

he was a well-compensated lawyer specializing in intellectual property law.

او یک وکیل پرداخت‌شده بود که در قانون مالکیت معنوی تخصص داشت.

the well-compensated project manager oversaw a complex construction project.

مدیر پروژه پرداخت‌شده پروژه‌ای ساختاری پیچیده را نظارت می‌کرد.

she valued a well-compensated job over prestige or status.

او به جای ارزش یا وضعیت، به یک شغل پرداخت‌شده ارزش می‌داد.

the well-compensated marketing director developed a successful brand strategy.

مدیر بازاریابی پرداخت‌شده یک استراتژی موفق برند توسعه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید