well-spent time
زمان به خوبی گذرانده شده
well-spent evening
شب به خوبی گذرانده شده
well-spent money
پول به خوبی خرج شده
well-spent day
روز به خوبی گذرانده شده
time well-spent
زمان به خوبی گذرانده شده
hours well-spent
ساعات به خوبی گذرانده شده
well-spent vacation
vacation به خوبی گذرانده شده
money well-spent
پول به خوبی خرج شده
evening well-spent
شب به خوبی گذرانده شده
day well-spent
روز به خوبی گذرانده شده
we had a well-spent weekend hiking in the mountains.
ما یک روز پایتختی خوب در کوهها داشتیم.
the conference was incredibly informative and a well-spent few days.
کنفرانس بسیار اطلاعآمیز بود و چند روز خوبی را صرف کرد.
the children’s laughter made the afternoon a well-spent time for everyone.
خنده کودکان بعدازظهر را برای همه زمانی خوب ساخت.
learning a new skill is always a well-spent investment of time.
یادگیری یک مهارت جدید همیشه سرمایهگذاری خوبی از وقت است.
the team meeting was productive and a well-spent hour.
جلسه تیم تولیدی بود و یک ساعت خوبی را صرف کرد.
volunteering at the animal shelter was a well-spent saturday.
کار داوطلب در مراکز پرورش حیوانات یک شنبه خوبی بود.
reading a good book is a well-spent way to relax after work.
خواندن یک کتاب خوب یک راه خوب برای استراحت پس از کار است.
the museum visit proved to be a well-spent morning for the students.
بازدید از موزه ثابت شد که صبح خوبی برای دانشآموزان بود.
attending the concert was a well-spent evening with friends.
حضور در کنسرت یک شب خوب با دوستان بود.
the research project turned out to be a well-spent endeavor.
پروژه تحقیقی ثابت شد که یک تلاش خوبی بود.
helping others is a well-spent use of your abilities.
کمک به دیگران یک استفاده خوب از تواناییهای شماست.
well-spent time
زمان به خوبی گذرانده شده
well-spent evening
شب به خوبی گذرانده شده
well-spent money
پول به خوبی خرج شده
well-spent day
روز به خوبی گذرانده شده
time well-spent
زمان به خوبی گذرانده شده
hours well-spent
ساعات به خوبی گذرانده شده
well-spent vacation
vacation به خوبی گذرانده شده
money well-spent
پول به خوبی خرج شده
evening well-spent
شب به خوبی گذرانده شده
day well-spent
روز به خوبی گذرانده شده
we had a well-spent weekend hiking in the mountains.
ما یک روز پایتختی خوب در کوهها داشتیم.
the conference was incredibly informative and a well-spent few days.
کنفرانس بسیار اطلاعآمیز بود و چند روز خوبی را صرف کرد.
the children’s laughter made the afternoon a well-spent time for everyone.
خنده کودکان بعدازظهر را برای همه زمانی خوب ساخت.
learning a new skill is always a well-spent investment of time.
یادگیری یک مهارت جدید همیشه سرمایهگذاری خوبی از وقت است.
the team meeting was productive and a well-spent hour.
جلسه تیم تولیدی بود و یک ساعت خوبی را صرف کرد.
volunteering at the animal shelter was a well-spent saturday.
کار داوطلب در مراکز پرورش حیوانات یک شنبه خوبی بود.
reading a good book is a well-spent way to relax after work.
خواندن یک کتاب خوب یک راه خوب برای استراحت پس از کار است.
the museum visit proved to be a well-spent morning for the students.
بازدید از موزه ثابت شد که صبح خوبی برای دانشآموزان بود.
attending the concert was a well-spent evening with friends.
حضور در کنسرت یک شب خوب با دوستان بود.
the research project turned out to be a well-spent endeavor.
پروژه تحقیقی ثابت شد که یک تلاش خوبی بود.
helping others is a well-spent use of your abilities.
کمک به دیگران یک استفاده خوب از تواناییهای شماست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید