whimsicality

[ایالات متحده]/wɪmzɪˈkælɪti/
[بریتانیا]/wɪmzɪˈkælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت خیال‌پرداز بودن؛ رفتار خیالی یا دمدمی؛ تمایل به عمل بر اساس هوس‌ها؛ پیش‌بینی‌ناپذیری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

whimsicality in art

کنجکاوی در هنر

embracing whimsicality

پذیرش کنجکاوی

whimsicality of nature

کنجکاوی طبیعت

pure whimsicality

کنجکاوی خالص

whimsicality in design

کنجکاوی در طراحی

capturing whimsicality

به تصویر کشیدن کنجکاوی

whimsicality and joy

کنجکاوی و شادی

celebrating whimsicality

جشن گرفتن کنجکاوی

whimsicality in literature

کنجکاوی در ادبیات

whimsicality of childhood

کنجکاوی دوران کودکی

جملات نمونه

her painting is full of whimsicality and charm.

نقاشی او پر از سلیقه‌ی عجیب و جذابیت است.

the whimsicality of the story kept the children entertained.

سلیقه‌ی عجیب داستان کودکان را سرگرم نگه داشت.

he approached the project with a sense of whimsicality.

او با حس و حال سلیقه‌ی عجیب به پروژه نزدیک شد.

her whimsicality shines through in her fashion choices.

سلیقه‌ی عجیب او در انتخاب‌هایش به وضوح دیده می‌شود.

the whimsicality of the garden design delighted visitors.

سلیقه‌ی عجیب طراحی باغ بازدیدکنندگان را شاد کرد.

he has a whimsicality that makes him stand out in the crowd.

او سلیقه‌ای عجیب دارد که باعث می‌شود در جمع از دیگران متمایز شود.

the whimsicality of the characters added depth to the novel.

سلیقه‌ی عجیب شخصیت‌ها به عمق رمان افزود.

her sense of whimsicality is reflected in her quirky home decor.

حس و حال سلیقه‌ی عجیب او در دکوراسیون عجیب خانه‌اش منعکس شده است.

the whimsicality of the festival attracted many visitors.

سلیقه‌ی عجیب جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

they enjoyed the whimsicality of the performance.

آنها از سلیقه‌ی عجیب اجرا لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید