whirled

[ایالات متحده]/wɜːld/
[بریتانیا]/wɜrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت در یک حرکت دایره‌ای حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

whirled around

به دور خود چرخید

whirled away

دور شد

whirled up

به سمت بالا چرخید

whirled down

به سمت پایین چرخید

whirled past

کنار چرخید

whirled in

وارد شد

whirled out

بیرون چرخید

whirled about

به اطراف چرخید

whirled together

با هم چرخیدند

whirled high

خیلی بالا چرخید

جملات نمونه

the leaves whirled in the autumn breeze.

برگ‌ها در نسیم پاییزی چرخیدند.

she whirled around to face him.

او چرخید تا رو به رو شود.

the dancer whirled gracefully across the stage.

رقصنده به طور ظریفانه در صحنه چرخید.

the children whirled with excitement during the parade.

کودکان با هیجان در حین رژه چرخیدند.

as the storm approached, the dust whirled in the air.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، گرد و غبار در هوا می چرخید.

he whirled the paintbrush across the canvas.

او قلم مو را روی بوم چرخاند.

the roller coaster whirled down the track.

قطار کویلری در طول مسیر چرخید.

she whirled her skirt as she danced.

او هنگام رقص دامن خود را چرخاند.

the wind whirled the snowflakes around.

باد برف ها را به اطراف چرخاند.

he felt dizzy as he whirled in circles.

وقتی به صورت چرخشی می چرخید سرگیجه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید