whisk

[ایالات متحده]/wɪsk/
[بریتانیا]/wɪsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جارو زدن یا تکان دادن; تکان دادن; هم زدن
vi. سریع دویدن یا حرکت کردن
n. جارو; هم زن; گردگیر پر
Word Forms
زمان گذشتهwhisked
صفت یا فعل حال استمراریwhisking
جمعwhisks
شکل سوم شخص مفردwhisks
قسمت سوم فعلwhisked

عبارات و ترکیب‌ها

whisk the eggs

همزده مقداری تخم مرغ

whisk together ingredients

مواد لازم را با همزن مخلوط کنید

use a whisk

از همزن استفاده کنید

whisk until smooth

تا صاف شود هم بزنید

whisk the mixture

مخلوط را هم بزنید

whisk vigorously

به شدت هم بزنید

whisking motion

حرکت هم زدن

جملات نمونه

There is a tea whisk on the table.

یک همزن چای روی میز وجود دارد.

with a whisk of his hand

با یک حرکت دست

a whisk round St Basil's cathedral.

گشتی با خط‌کش در اطراف کلیسای جامع سنت باسیل.

The horse was whisking its tail.

اسب در حال تکان دادن دم خود بود.

whisked crumbs off the table; whisked the children away.

خرده‌ها را از روی میز پاک کرد؛ بچه‌ها را با خود برد.

They came within a whisker of being killed.

آنها از مرگ جان سالم بدر بردند.

whisk 2 egg whites to stiff peaks.

2 سفیده تخم مرغ را تا رسیدن به قله سفت هم بزنید.

his jacket was whisked away for dry-cleaning.

ژاکت او برای خشکشویی برده شد.

hippopotamuses spread their scents by whisking their tails.

هیپوپتاموس‌ها با تکان دادن دم خود، بوهای خود را پخش می‌کنند.

The dog whisked her tail.

سگ دم او را تکان داد.

The waiter whisked my plate away.

خدمتکار بشقاب من را برداشت و برد.

He whisked the cups away.

او فنجان‌ها را برداشت و برد.

The horse stood whisking its tail.

اسب ایستاده بود و دم خود را تکان می‌داد.

With a whisk of its tail, it has gone.

با یک حرکت دم، رفته است.

He whisked the dust off his desk with a cloth.

او با یک پارچه گرد و غبار را از روی میزش پاک کرد.

The cow brushed off the flies with a whisk of its tail.

گاو با تکان دادن دم خود، مگس‌ها را دور کرد.

We were whisked off in a taxi before we knew where we were.

ما قبل از اینکه بفهمیم کجا هستیم، سوار تاکسی شدیم.

You escaped serious injury by a whisker, so consider yourselves very lucky.

شما از آسیب جدی به طرز معجزه‌آسایی جان سالم به در بردید، پس خودتان را خیلی خوش شانس بدانید.

However,it suffers from some problems such as tin whisker,surface color changes and bath mudding.

با این حال، دچار مشکلاتی مانند خرده‌های قلع، تغییر رنگ سطح و گل رس حمام است.

Hepta-hydrate magnesium sulfate, tri-hydrate magnesium sulfate, bi-hydrate magnesium sulfate, one-hydrate magnesium sulfate, anhydrate magnesium sulfate and basic magnesium sulfate whisker, etc.

هگزاهیدرات سولفات منیزیم، تری‌هیدرات سولفات منیزیم، بی‌هیدرات سولفات منیزیم، مونو هیدرات سولفات منیزیم، سولفات منیزیم آنیدریت و ویسکر سولفات منیزیم اساسی، و غیره.

نمونه‌های واقعی

Why exactly do you keep a whisk in your spare bedroom?

چرا دقیقاً یک همزن در اتاق اضافی خود نگه می‌دارید؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

All right, just gonna give this a quick whisk.

باشه، فقط می‌خوام یک همزن سریع بهش بزنم.

منبع: 2023 New Year Special Edition

It used, it said whisk. It said the verb to whisk.

استفاده می‌شد، گفتند همزن. گفتند فعل همزن.

منبع: Gourmet Base

Rose coloured. Now I've never whisked semolina before, have you?

رنگ سرخ. حالا تا به حال منندول را هم نزده‌ام، شما چه؟

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Now, we're time-sensitive, so we're going to have a little whisk up.

حالا، زمان برایمان مهم است، بنابراین کمی هم می‌زنیم.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

You could use a whisk, but I'm going to use a wooden spoon.

می‌توانید از همزن استفاده کنید، اما من از یک قاشق چوبی استفاده خواهم کرد.

منبع: Victoria Kitchen

Make sure the best friend hasn't whisked him away to do some friendly activity.

مطمئن شوید بهترین دوست او را برای انجام یک فعالیت دوستانه نبرده است.

منبع: Gossip Girl Selected

Next, you're going to stream in your oil of choice as you whisk everything together.

بعد، روغن دلخواه خود را در حین هم زدن همه چیز اضافه خواهید کرد.

منبع: Healthy food

[Jamie] It's like somebody's already half whisked up your aquafaba.

[جیمی] مثل اینه که کسی از قبل سفیده لوبیا را نصفه هم زده.

منبع: Gourmet Base

I'm making sure that it's whisked well.

مطمئن می‌شوم که خوب هم زده شده است.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید