whisk the eggs
همزده مقداری تخم مرغ
whisk together ingredients
مواد لازم را با همزن مخلوط کنید
use a whisk
از همزن استفاده کنید
whisk until smooth
تا صاف شود هم بزنید
whisk the mixture
مخلوط را هم بزنید
whisk vigorously
به شدت هم بزنید
whisking motion
حرکت هم زدن
There is a tea whisk on the table.
یک همزن چای روی میز وجود دارد.
with a whisk of his hand
با یک حرکت دست
a whisk round St Basil's cathedral.
گشتی با خطکش در اطراف کلیسای جامع سنت باسیل.
The horse was whisking its tail.
اسب در حال تکان دادن دم خود بود.
whisked crumbs off the table; whisked the children away.
خردهها را از روی میز پاک کرد؛ بچهها را با خود برد.
They came within a whisker of being killed.
آنها از مرگ جان سالم بدر بردند.
whisk 2 egg whites to stiff peaks.
2 سفیده تخم مرغ را تا رسیدن به قله سفت هم بزنید.
his jacket was whisked away for dry-cleaning.
ژاکت او برای خشکشویی برده شد.
hippopotamuses spread their scents by whisking their tails.
هیپوپتاموسها با تکان دادن دم خود، بوهای خود را پخش میکنند.
The dog whisked her tail.
سگ دم او را تکان داد.
The waiter whisked my plate away.
خدمتکار بشقاب من را برداشت و برد.
He whisked the cups away.
او فنجانها را برداشت و برد.
The horse stood whisking its tail.
اسب ایستاده بود و دم خود را تکان میداد.
With a whisk of its tail, it has gone.
با یک حرکت دم، رفته است.
He whisked the dust off his desk with a cloth.
او با یک پارچه گرد و غبار را از روی میزش پاک کرد.
The cow brushed off the flies with a whisk of its tail.
گاو با تکان دادن دم خود، مگسها را دور کرد.
We were whisked off in a taxi before we knew where we were.
ما قبل از اینکه بفهمیم کجا هستیم، سوار تاکسی شدیم.
You escaped serious injury by a whisker, so consider yourselves very lucky.
شما از آسیب جدی به طرز معجزهآسایی جان سالم به در بردید، پس خودتان را خیلی خوش شانس بدانید.
However,it suffers from some problems such as tin whisker,surface color changes and bath mudding.
با این حال، دچار مشکلاتی مانند خردههای قلع، تغییر رنگ سطح و گل رس حمام است.
Hepta-hydrate magnesium sulfate, tri-hydrate magnesium sulfate, bi-hydrate magnesium sulfate, one-hydrate magnesium sulfate, anhydrate magnesium sulfate and basic magnesium sulfate whisker, etc.
هگزاهیدرات سولفات منیزیم، تریهیدرات سولفات منیزیم، بیهیدرات سولفات منیزیم، مونو هیدرات سولفات منیزیم، سولفات منیزیم آنیدریت و ویسکر سولفات منیزیم اساسی، و غیره.
Why exactly do you keep a whisk in your spare bedroom?
چرا دقیقاً یک همزن در اتاق اضافی خود نگه میدارید؟
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2All right, just gonna give this a quick whisk.
باشه، فقط میخوام یک همزن سریع بهش بزنم.
منبع: 2023 New Year Special EditionIt used, it said whisk. It said the verb to whisk.
استفاده میشد، گفتند همزن. گفتند فعل همزن.
منبع: Gourmet BaseRose coloured. Now I've never whisked semolina before, have you?
رنگ سرخ. حالا تا به حال منندول را هم نزدهام، شما چه؟
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"Now, we're time-sensitive, so we're going to have a little whisk up.
حالا، زمان برایمان مهم است، بنابراین کمی هم میزنیم.
منبع: Make healthy meals with Jamie.You could use a whisk, but I'm going to use a wooden spoon.
میتوانید از همزن استفاده کنید، اما من از یک قاشق چوبی استفاده خواهم کرد.
منبع: Victoria KitchenMake sure the best friend hasn't whisked him away to do some friendly activity.
مطمئن شوید بهترین دوست او را برای انجام یک فعالیت دوستانه نبرده است.
منبع: Gossip Girl SelectedNext, you're going to stream in your oil of choice as you whisk everything together.
بعد، روغن دلخواه خود را در حین هم زدن همه چیز اضافه خواهید کرد.
منبع: Healthy food[Jamie] It's like somebody's already half whisked up your aquafaba.
[جیمی] مثل اینه که کسی از قبل سفیده لوبیا را نصفه هم زده.
منبع: Gourmet BaseI'm making sure that it's whisked well.
مطمئن میشوم که خوب هم زده شده است.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"whisk the eggs
همزده مقداری تخم مرغ
whisk together ingredients
مواد لازم را با همزن مخلوط کنید
use a whisk
از همزن استفاده کنید
whisk until smooth
تا صاف شود هم بزنید
whisk the mixture
مخلوط را هم بزنید
whisk vigorously
به شدت هم بزنید
whisking motion
حرکت هم زدن
There is a tea whisk on the table.
یک همزن چای روی میز وجود دارد.
with a whisk of his hand
با یک حرکت دست
a whisk round St Basil's cathedral.
گشتی با خطکش در اطراف کلیسای جامع سنت باسیل.
The horse was whisking its tail.
اسب در حال تکان دادن دم خود بود.
whisked crumbs off the table; whisked the children away.
خردهها را از روی میز پاک کرد؛ بچهها را با خود برد.
They came within a whisker of being killed.
آنها از مرگ جان سالم بدر بردند.
whisk 2 egg whites to stiff peaks.
2 سفیده تخم مرغ را تا رسیدن به قله سفت هم بزنید.
his jacket was whisked away for dry-cleaning.
ژاکت او برای خشکشویی برده شد.
hippopotamuses spread their scents by whisking their tails.
هیپوپتاموسها با تکان دادن دم خود، بوهای خود را پخش میکنند.
The dog whisked her tail.
سگ دم او را تکان داد.
The waiter whisked my plate away.
خدمتکار بشقاب من را برداشت و برد.
He whisked the cups away.
او فنجانها را برداشت و برد.
The horse stood whisking its tail.
اسب ایستاده بود و دم خود را تکان میداد.
With a whisk of its tail, it has gone.
با یک حرکت دم، رفته است.
He whisked the dust off his desk with a cloth.
او با یک پارچه گرد و غبار را از روی میزش پاک کرد.
The cow brushed off the flies with a whisk of its tail.
گاو با تکان دادن دم خود، مگسها را دور کرد.
We were whisked off in a taxi before we knew where we were.
ما قبل از اینکه بفهمیم کجا هستیم، سوار تاکسی شدیم.
You escaped serious injury by a whisker, so consider yourselves very lucky.
شما از آسیب جدی به طرز معجزهآسایی جان سالم به در بردید، پس خودتان را خیلی خوش شانس بدانید.
However,it suffers from some problems such as tin whisker,surface color changes and bath mudding.
با این حال، دچار مشکلاتی مانند خردههای قلع، تغییر رنگ سطح و گل رس حمام است.
Hepta-hydrate magnesium sulfate, tri-hydrate magnesium sulfate, bi-hydrate magnesium sulfate, one-hydrate magnesium sulfate, anhydrate magnesium sulfate and basic magnesium sulfate whisker, etc.
هگزاهیدرات سولفات منیزیم، تریهیدرات سولفات منیزیم، بیهیدرات سولفات منیزیم، مونو هیدرات سولفات منیزیم، سولفات منیزیم آنیدریت و ویسکر سولفات منیزیم اساسی، و غیره.
Why exactly do you keep a whisk in your spare bedroom?
چرا دقیقاً یک همزن در اتاق اضافی خود نگه میدارید؟
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2All right, just gonna give this a quick whisk.
باشه، فقط میخوام یک همزن سریع بهش بزنم.
منبع: 2023 New Year Special EditionIt used, it said whisk. It said the verb to whisk.
استفاده میشد، گفتند همزن. گفتند فعل همزن.
منبع: Gourmet BaseRose coloured. Now I've never whisked semolina before, have you?
رنگ سرخ. حالا تا به حال منندول را هم نزدهام، شما چه؟
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"Now, we're time-sensitive, so we're going to have a little whisk up.
حالا، زمان برایمان مهم است، بنابراین کمی هم میزنیم.
منبع: Make healthy meals with Jamie.You could use a whisk, but I'm going to use a wooden spoon.
میتوانید از همزن استفاده کنید، اما من از یک قاشق چوبی استفاده خواهم کرد.
منبع: Victoria KitchenMake sure the best friend hasn't whisked him away to do some friendly activity.
مطمئن شوید بهترین دوست او را برای انجام یک فعالیت دوستانه نبرده است.
منبع: Gossip Girl SelectedNext, you're going to stream in your oil of choice as you whisk everything together.
بعد، روغن دلخواه خود را در حین هم زدن همه چیز اضافه خواهید کرد.
منبع: Healthy food[Jamie] It's like somebody's already half whisked up your aquafaba.
[جیمی] مثل اینه که کسی از قبل سفیده لوبیا را نصفه هم زده.
منبع: Gourmet BaseI'm making sure that it's whisked well.
مطمئن میشوم که خوب هم زده شده است.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید