whisking eggs
هم زدن تخم مرغ
whisking cream
هم زدن خامه
whisking batter
هم زدن خمیر
whisking together
هم زدن با هم
whisking mixture
هم زدن مخلوط
whisking sauce
هم زدن سس
whisking dough
هم زدن خمیر
whisking sugar
هم زدن شکر
whisking ingredients
هم زدن مواد لازم
whisking salad
هم زدن سالاد
she enjoys whisking eggs for her famous omelets.
او از هم زدن تخم مرغ برای املت معروفش لذت می برد.
whisking the cream until it peaks is essential for the dessert.
هم زدن خامه تا به قله برسد برای دسر ضروری است.
he was whisking together flour and sugar for the cake.
او در حال هم زدن آرد و شکر برای کیک بود.
whisking the salad dressing adds air and enhances the flavor.
هم زدن سس سالاد باعث ایجاد هوا و افزایش طعم آن می شود.
she quickly started whisking the batter for the pancakes.
او به سرعت شروع به هم زدن خمیر پنکیک کرد.
whisking the ingredients thoroughly ensures a smooth mixture.
هم زدن کامل مواد اطمینان حاصل می کند که مخلوط یکدست باشد.
after whisking, let the mixture sit for a few minutes.
پس از هم زدن، اجازه دهید مخلوط چند دقیقه بماند.
whisking is a key step in making meringue.
هم زدن یک مرحله کلیدی در تهیه مارنگ است.
she was whisking the soup to mix in all the flavors.
او در حال هم زدن سوپ بود تا همه طعم ها را با هم مخلوط کند.
whisking the ingredients by hand gives a better texture.
هم زدن مواد با دست بافت بهتری می دهد.
whisking eggs
هم زدن تخم مرغ
whisking cream
هم زدن خامه
whisking batter
هم زدن خمیر
whisking together
هم زدن با هم
whisking mixture
هم زدن مخلوط
whisking sauce
هم زدن سس
whisking dough
هم زدن خمیر
whisking sugar
هم زدن شکر
whisking ingredients
هم زدن مواد لازم
whisking salad
هم زدن سالاد
she enjoys whisking eggs for her famous omelets.
او از هم زدن تخم مرغ برای املت معروفش لذت می برد.
whisking the cream until it peaks is essential for the dessert.
هم زدن خامه تا به قله برسد برای دسر ضروری است.
he was whisking together flour and sugar for the cake.
او در حال هم زدن آرد و شکر برای کیک بود.
whisking the salad dressing adds air and enhances the flavor.
هم زدن سس سالاد باعث ایجاد هوا و افزایش طعم آن می شود.
she quickly started whisking the batter for the pancakes.
او به سرعت شروع به هم زدن خمیر پنکیک کرد.
whisking the ingredients thoroughly ensures a smooth mixture.
هم زدن کامل مواد اطمینان حاصل می کند که مخلوط یکدست باشد.
after whisking, let the mixture sit for a few minutes.
پس از هم زدن، اجازه دهید مخلوط چند دقیقه بماند.
whisking is a key step in making meringue.
هم زدن یک مرحله کلیدی در تهیه مارنگ است.
she was whisking the soup to mix in all the flavors.
او در حال هم زدن سوپ بود تا همه طعم ها را با هم مخلوط کند.
whisking the ingredients by hand gives a better texture.
هم زدن مواد با دست بافت بهتری می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید