white-collar job
شغل با گردن سفید
white-collar worker
کارمند اداری
white-collar crime
جرایم یقهسفید
white-collar professional
حرفهای یقهسفید
becoming white-collar
تبدیل شدن به یقهسفید
white-collar lifestyle
سبک زندگی یقهسفید
white-collar area
منطقه یقهسفید
white-collar demographic
جمعیت یقهسفید
white-collar market
بازار یقهسفید
white-collar employee
کارمند یقهسفید
many white-collar workers commute to the city every day.
بسیاری از کارمندان یقه سفید هر روز به شهر رفت و آمد میکنند.
the white-collar demographic is a key target for luxury brands.
جمعیت کارمندان یقه سفید یک هدف اصلی برای برندهای لوکس است.
she's a young white-collar professional seeking career advancement.
او یک متخصص جوان یقه سفید است که به دنبال ارتقای شغلی است.
white-collar jobs often require a university degree.
مشاغل یقه سفید اغلب نیاز به مدرک دانشگاهی دارند.
the white-collar lifestyle can be demanding and stressful.
سبک زندگی یقه سفید میتواند چالشبرانگیز و استرسزا باشد.
he transitioned from a blue-collar job to a white-collar position.
او از یک شغل یقه آبی به یک موقعیت یقه سفید تغییر وضعیت داد.
white-collar employees often enjoy better benefits packages.
کارمندان یقه سفید اغلب از بستههای مزایای بهتری برخوردارند.
the company is recruiting white-collar talent for its new department.
شرکت در حال استخدام استعدادهای یقه سفید برای بخش جدید خود است.
she networked with other white-collar professionals at the conference.
او در کنفرانس با سایر متخصصان یقه سفید ارتباط برقرار کرد.
white-collar crime is a serious concern for law enforcement.
جرایم یقه سفید یک نگرانی جدی برای مجریان قانون است.
the white-collar workforce is increasingly diverse.
نیروی کار یقه سفید به طور فزایندهای متنوع است.
white-collar job
شغل با گردن سفید
white-collar worker
کارمند اداری
white-collar crime
جرایم یقهسفید
white-collar professional
حرفهای یقهسفید
becoming white-collar
تبدیل شدن به یقهسفید
white-collar lifestyle
سبک زندگی یقهسفید
white-collar area
منطقه یقهسفید
white-collar demographic
جمعیت یقهسفید
white-collar market
بازار یقهسفید
white-collar employee
کارمند یقهسفید
many white-collar workers commute to the city every day.
بسیاری از کارمندان یقه سفید هر روز به شهر رفت و آمد میکنند.
the white-collar demographic is a key target for luxury brands.
جمعیت کارمندان یقه سفید یک هدف اصلی برای برندهای لوکس است.
she's a young white-collar professional seeking career advancement.
او یک متخصص جوان یقه سفید است که به دنبال ارتقای شغلی است.
white-collar jobs often require a university degree.
مشاغل یقه سفید اغلب نیاز به مدرک دانشگاهی دارند.
the white-collar lifestyle can be demanding and stressful.
سبک زندگی یقه سفید میتواند چالشبرانگیز و استرسزا باشد.
he transitioned from a blue-collar job to a white-collar position.
او از یک شغل یقه آبی به یک موقعیت یقه سفید تغییر وضعیت داد.
white-collar employees often enjoy better benefits packages.
کارمندان یقه سفید اغلب از بستههای مزایای بهتری برخوردارند.
the company is recruiting white-collar talent for its new department.
شرکت در حال استخدام استعدادهای یقه سفید برای بخش جدید خود است.
she networked with other white-collar professionals at the conference.
او در کنفرانس با سایر متخصصان یقه سفید ارتباط برقرار کرد.
white-collar crime is a serious concern for law enforcement.
جرایم یقه سفید یک نگرانی جدی برای مجریان قانون است.
the white-collar workforce is increasingly diverse.
نیروی کار یقه سفید به طور فزایندهای متنوع است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید