white-haired

[ایالات متحده]/ˌwaɪtˈheəd/
[بریتانیا]/ˌwaɪtˈherd/

ترجمه

adj. دارای موهای سفید؛ مورد حمایت یا لطف؛ داشتن موهای خاکستری یا سفید به دلیل سن.

عبارات و ترکیب‌ها

white-haired man

مرد با موهای سفید

white-haired woman

زن با موهای سفید

becoming white-haired

در حال سفید شدن مو

white-haired gentleman

آقای با موهای سفید

a white-haired head

سر با موهای سفید

white-haired professor

استاد با موهای سفید

seeing white-haired

دیدن افراد با موهای سفید

white-haired elders

بزرگان با موهای سفید

quite white-haired

کاملاً با موهای سفید

growing white-haired

در حال رشد موهای سفید

جملات نمونه

the white-haired gentleman smiled kindly at the children.

آقای مو سفید با مهربانی به کودکان لبخند زد.

she remembered the white-haired waitress from the diner.

او منتظر خانم مو سفید از غذاخوری بود.

a white-haired dog slept peacefully in the sun.

یک سگ مو سفید به آرامی در آفتاب به خواب رفت.

he was a white-haired professor with a distinguished career.

او یک استاد مو سفید با یک شغل متمایز بود.

the white-haired woman walked slowly with a cane.

زن مو سفید با عصا به آرامی راه می رفت.

the white-haired bard sang a mournful ballad.

شاعر مو سفید یک ترانه غمگین خواند.

he admired the white-haired mountain peak in the distance.

او قله کوهستانی مو سفید را در دوردست تحسین کرد.

the white-haired cat curled up on the warm rug.

گربه مو سفید روی فرش گرم جمع شد.

she noticed the white-haired man reading a newspaper.

او متوجه مرد مو سفید که روزنامه می خواند شد.

the white-haired dancer moved with surprising grace.

رقصنده مو سفید با ظرافت غیرمنتظره ای حرکت کرد.

he inherited a fortune from his white-haired uncle.

او یک ثروت را از دایی مو سفید خود به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید