| جمع | whiteouts |
whiteout conditions
شرایط سفیدپوش
whiteout effect
اثر سفیدپوش
whiteout snow
برف سفیدپوش
whiteout driving
رانندگی در شرایط سفیدپوش
whiteout warning
هشدار سفیدپوش
whiteout blizzard
توفان برفی سفیدپوش
whiteout visibility
دید در شرایط سفیدپوش
whiteout storm
طوفان سفیدپوش
whiteout skies
آسمان سفیدپوش
whiteout landscape
منظره سفیدپوش
he used whiteout to correct his mistakes on the document.
او از وایتاوت برای تصحیح اشتباهاتش در سند استفاده کرد.
she applied whiteout to the typed page to make it look neat.
او از وایتاوت روی صفحه تایپ شده استفاده کرد تا آن را مرتب نشان دهد.
the teacher recommended using whiteout for small errors.
معلم استفاده از وایتاوت برای خطاهای کوچک را توصیه کرد.
after the whiteout dried, he was able to write over it.
پس از خشک شدن وایتاوت، او توانست روی آن بنویسد.
she bought a bottle of whiteout for her school project.
او یک بطری وایتاوت برای پروژه مدرسهاش خرید.
using whiteout can sometimes make documents look messy.
استفاده از وایتاوت گاهی اوقات میتواند باعث شود اسناد نامرتب به نظر برسند.
he prefers to use whiteout instead of rewriting the entire page.
او ترجیح میدهد به جای بازنویسی کل صفحه از وایتاوت استفاده کند.
the whiteout was too thick and left a noticeable mark.
وایتاوت خیلی غلیظ بود و یک علامت قابل توجهی از خود باقی گذاشت.
she carefully applied whiteout to avoid smudging.
او با دقت وایتاوت را استفاده کرد تا از پخش شدن آن جلوگیری کند.
whiteout is a handy tool for editing documents.
وایتاوت یک ابزار مفید برای ویرایش اسناد است.
whiteout conditions
شرایط سفیدپوش
whiteout effect
اثر سفیدپوش
whiteout snow
برف سفیدپوش
whiteout driving
رانندگی در شرایط سفیدپوش
whiteout warning
هشدار سفیدپوش
whiteout blizzard
توفان برفی سفیدپوش
whiteout visibility
دید در شرایط سفیدپوش
whiteout storm
طوفان سفیدپوش
whiteout skies
آسمان سفیدپوش
whiteout landscape
منظره سفیدپوش
he used whiteout to correct his mistakes on the document.
او از وایتاوت برای تصحیح اشتباهاتش در سند استفاده کرد.
she applied whiteout to the typed page to make it look neat.
او از وایتاوت روی صفحه تایپ شده استفاده کرد تا آن را مرتب نشان دهد.
the teacher recommended using whiteout for small errors.
معلم استفاده از وایتاوت برای خطاهای کوچک را توصیه کرد.
after the whiteout dried, he was able to write over it.
پس از خشک شدن وایتاوت، او توانست روی آن بنویسد.
she bought a bottle of whiteout for her school project.
او یک بطری وایتاوت برای پروژه مدرسهاش خرید.
using whiteout can sometimes make documents look messy.
استفاده از وایتاوت گاهی اوقات میتواند باعث شود اسناد نامرتب به نظر برسند.
he prefers to use whiteout instead of rewriting the entire page.
او ترجیح میدهد به جای بازنویسی کل صفحه از وایتاوت استفاده کند.
the whiteout was too thick and left a noticeable mark.
وایتاوت خیلی غلیظ بود و یک علامت قابل توجهی از خود باقی گذاشت.
she carefully applied whiteout to avoid smudging.
او با دقت وایتاوت را استفاده کرد تا از پخش شدن آن جلوگیری کند.
whiteout is a handy tool for editing documents.
وایتاوت یک ابزار مفید برای ویرایش اسناد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید