whooshed

[ایالات متحده]/wʊʃt/
[بریتانیا]/wʊʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت حرکت کردن (زمان گذشته whoosh)

عبارات و ترکیب‌ها

whooshed away

دور شد

whooshed past

کنار رفت

whooshed in

وارد شد

whooshed out

بیرون رفت

whooshed by

چز کرد

whooshed down

به پایین رفت

whooshed up

به بالا رفت

whooshed through

از میان عبور کرد

whooshed around

دور زد

جملات نمونه

the wind whooshed past my ears as i rode my bike.

در حالی که دوچرخه سواری می‌کردم، صدای وزش باد از کنار گوشم شنیده می‌شد.

the train whooshed into the station, startling everyone.

قطار با صدایی با سرعت وارد ایستگاه شد و باعث تعجب همه شد.

as the rocket launched, it whooshed into the sky.

همانطور که موشک پرتاب شد، با سرعت به آسمان رفت.

the ball whooshed through the air and hit the target.

توپ با سرعت از هوا عبور کرد و به هدف برخورد کرد.

the sound of the arrow whooshed as it flew by.

صدای وزش تیر در حالی که از کنارم عبور می‌کرد شنیده می‌شد.

she whooshed down the slide with a big smile.

او با خوشحالی زیادی از سرسره پایین سر خورد.

the leaves whooshed in the wind, creating a soothing sound.

برگ‌ها با وزش باد، صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کردند.

the sound of the train whooshed away into the distance.

صدای قطار به تدریج در دوردست محو شد.

he whooshed past me on his skateboard.

او با اسکیت‌بورد از کنار من با سرعت عبور کرد.

the car whooshed by at high speed.

ماشین با سرعت زیاد از کنارم عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید