wickede

[ایالات متحده]/ˈwɪkɪd/
[بریتانیا]/ˈwɪkɪd/

ترجمه

n. نامی از جایی که به ویکیده در آلمان اشاره دارد، یک شهرداری در ناحیه مارکیشر کرایس، نوردراین-وستفالن.
شکل‌های واژه
صفت عالیwickedest

عبارات و ترکیب‌ها

wickede girl

دختر زشت

wickede deeds

کارهای زشت

wickede ways

روش‌های زشت

wickede spell

جادوی زشت

wickede charm

جذب زشت

wickede curse

نفرت زشت

wickede magic

سحر زشت

wickede power

قدرت زشت

wickede force

نیروی زشت

wickede heart

قلب زشت

جملات نمونه

the wickede witch cast a dark spell over the village.

بهنام گوهر سیاه یک نمایش تاریک بر روی روستا ریخت.

his wickede heart knew no mercy.

قلب او گوهر سیاه همدلی نمی‌دانست.

they devised a wickede plan to steal the crown.

آنها یک گوهر سیاه برای ربودن تاج ساختند.

the wickede king ruled with iron fist and cruel heart.

پادشاه گوهر سیاه با دست فولادی و قلب خشن حکومت می‌کرد.

she wore a wickede smile while plotting revenge.

او یک لبخند گوهر سیاه را در حالی که انتقام را تخطیگری می‌کرد، می‌پوشید.

his wickede ways finally caught up with him.

رویکردهای گوهر سیاه او در نهایت با او همراه شد.

the wickede demon tempted the innocent traveler.

دیو گوهر سیاه سفرکننده بی‌گناه را ترغیب می‌کرد.

even the wickede must face judgment one day.

حتی گوهر سیاه یک روز باید با حکم مواجه شود.

the hero confronted the wickede sorcerer in the dark tower.

герой با جادوگر گوهر سیاه در برج تاریک مواجه شد.

her wickede beauty hid a dangerous secret.

زیبایی گوهر سیاه او یکسری مخفی و خطرناک پنهان می‌کرد.

the wickede curse spread through the ancient kingdom.

نفرت گوهر سیاه از طریق کشور باستان پخش شد.

no one trusted the wickede stranger in black.

هیچ کس به گوهر سیاه ناشناس در پوسته سیاه اعتماد نمی‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید