withstands

[ایالات متحده]/wɪðˈstændz/
[بریتانیا]/wɪðˈstændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تحمل کردن یا در برابر آن مقاومت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

withstands pressure

تحمل فشار

withstands time

تحمل گذر زمان

withstands heat

تحمل گرما

withstands scrutiny

تحمل بررسی دقیق

withstands stress

تحمل فشار روانی

withstands challenges

تحمل چالش‌ها

withstands criticism

تحمل انتقاد

withstands impact

تحمل ضربه

withstands change

تحمل تغییر

withstands adversity

تحمل سختی‌ها

جملات نمونه

the building withstands strong winds and heavy rain.

ساختمان در برابر بادهای شدید و باران‌های سنگین مقاومت می‌کند.

her determination withstands all challenges she faces.

عزیمت او در برابر تمام چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو می‌شود، مقاومت می‌کند.

this fabric withstands extreme temperatures.

این پارچه در برابر دماهای شدید مقاومت می‌کند.

the test was designed to see how well the material withstands pressure.

این تست برای سنجش میزان مقاومت ماده در برابر فشار طراحی شده است.

the ancient structure withstands the test of time.

ساختار باستانی در برابر گذر زمان مقاومت می‌کند.

the athlete's body withstands rigorous training.

بدن ورزشکار در برابر تمرینات سخت مقاومت می‌کند.

his resolve withstands any criticism he receives.

اراده او در برابر هرگونه انتقادی که دریافت می‌کند، مقاومت می‌کند.

the technology withstands the harshest environments.

این فناوری در برابر سخت‌ترین محیط‌ها مقاومت می‌کند.

this medication withstands temperature fluctuations.

این دارو در برابر نوسانات دما مقاومت می‌کند.

the bridge is built to withstand heavy traffic.

این پل برای مقاومت در برابر ترافیک سنگین ساخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید