witlessness

[ایالات متحده]/ˈwɪtləsnəs/
[بریتانیا]/ˈwɪtləsnəs/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت نادانی؛ فقدان ذکاوت یا هوش؛ حماقت

عبارات و ترکیب‌ها

lack of witlessness

بی‌خردی نداشتن

showing witlessness

نمایش بی‌خردی

witlessness in action

بی‌خردی در عمل

no witlessness

بی‌خردی نیست

excessive witlessness

بی‌خردی بیش از حد

witlessness revealed

بی‌خردی آشکار شده

marked witlessness

بی‌خردی مشخص

witlessness shown

بی‌خردی نشان داده شده

unavoidable witlessness

بی‌خردی غیر قابل جلوگیری

blind witlessness

بی‌خردی کور

جملات نمونه

his sheer witlessness was evident when he tried to repair the car with a hammer.

بي‌حالي محض او زمانی آشکار شد که سعی کرد ماشین را با چکش تعمیر کند.

the politician's complete witlessness surprised even his most loyal supporters.

بي‌حالي کامل سیاستمدار حتی حامیان وفادار او را نیز شگفت‌زده کرد.

one moment of witlessness cost her the championship.

یک لحظه بي‌حالي باعث از دست دادن قهرماني او شد.

the movie portrayed the villain's remarkable witlessness throughout.

فیلم در طول داستان، بي‌حالي قابل توجه شخصیت شرور را به تصویر کشید.

we witnessed an act of pure witlessness when he signed the contract without reading it.

ما شاهد یک عمل بي‌حالي محض بودیم زمانی که او بدون خواندن آن قرارداد را امضا کرد.

the team's witlessness in the final minutes led to their defeat.

بي‌حالي تیم در دقایق پایانی منجر به شکست آنها شد.

her witlessness in handling the crisis made the situation worse.

بي‌حالي او در مدیریت بحران، وضعیت را بدتر کرد.

the professor's profound witlessness about basic technology was surprising.

بي‌حالي عميق پروفسور در مورد فناوری‌های اساسی، غیرمنتظره بود.

his utter witlessness regarding social norms created an awkward situation.

بي‌حالي کامل او در مورد هنجارهای اجتماعی، یک موقعیت ناخوشایند ایجاد کرد.

the documentary exposed the shocking witlessness of the decision-makers.

مستند، بي‌حالي شوک‌آور تصمیم‌گیران را نشان داد.

displaying such witlessness in public is never advisable.

نشان دادن چنین بي‌حالی در حضور عموم هرگز توصیه نمی‌شود.

the witlessness of his argument was immediately apparent to everyone.

بي‌حالي استدلال او بلافاصله برای همه آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید