woke

[ایالات متحده]/wəʊk/
[بریتانیا]/woʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی wake
adj. آگاه و به طور فعال توجه به حقایق و مسائل اجتماعی مهم

عبارات و ترکیب‌ها

woke culture

فرهنگ بیداری

woke movement

جنبش بیداری

woke ideology

ایدئولوژی بیداری

woke politics

سیاست بیداری

woke generation

نسل بیدار

woke language

زبان بیداری

woke activism

فعالیت‌های بیداری

woke agenda

برنامه بیداری

woke awareness

آگاهی بیداری

woke values

ارزش‌های بیداری

جملات نمونه

she woke up early to watch the sunrise.

او زود از خواب بیدار شد تا طلوع خورشید را تماشا کند.

he woke from a deep sleep feeling refreshed.

او از خوابی عمیق با احساس تازگی بیدار شد.

the loud noise woke the baby.

صدای بلند باعث بیدار شدن نوزاد شد.

after the meeting, i woke up to the reality of the situation.

بعد از جلسه، من با واقعیت موضوع بیدار شدم.

she woke up with a headache and decided to stay home.

او با سردرد از خواب بیدار شد و تصمیم گرفت در خانه بماند.

he woke up just in time for breakfast.

او درست به موقع برای صبحانه از خواب بیدار شد.

the smell of coffee woke him up.

بوی قهوه او را از خواب بیدار کرد.

they woke up to the sound of birds chirping.

آنها با صدای جیک جیک پرندگان از خواب بیدار شدند.

she woke up feeling grateful for another day.

او با احساس قدردانی برای یک روز دیگر از خواب بیدار شد.

he woke up late and missed his appointment.

او دیر از خواب بیدار شد و قرار ملاقاتش را از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید