womanizer

[ایالات متحده]/'wumənaizə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که روابط جنسی زیادی با زنان دارد؛ مردی که زنان را به نفع خود دستکاری می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

Since John is a womanizer, it is not difficult to bring him to the lure.

از آنجایی که جان یک خوشگذران است، آوردن او به فریب سخت نیست.

Tom was a womanizer, but on the surface he remained respectable.

تام یک زن‌باز بود، اما در ظاهر محترم به نظر می‌رسید.

He has a reputation for being a womanizer.

او به خاطر زن‌بازی مشهور است.

She fell for his charm but later found out he was a womanizer.

او فریب جاذبه او را خورد، اما بعداً فهمید که او یک زن‌باز است.

The womanizer tried to flirt with every woman he met.

آن زن‌باز سعی کرد با هر زنی که می‌دید، لاس بزند.

Her friends warned her about dating a known womanizer.

دوستانش به او در مورد قرار گذاشتن با یک زن‌باز معروف هشدار دادند.

The womanizer's smooth talk always gets him what he wants.

حرف‌های شیرین آن زن‌باز همیشه به او کمک می‌کند تا آنچه می‌خواهد را به دست آورد.

She refused to be another conquest of the womanizer.

او از این که تبدیل به یکی دیگر از غنائم آن زن‌باز شود، امتناع کرد.

The womanizer's reputation precedes him wherever he goes.

شهرت زن‌باز او پیش‌روی او در هر جایی که می‌رود، وجود دارد.

He pretended to be a gentleman but deep down he was a womanizer.

او وانمود می‌کرد که جنتلمن است، اما در اعماق وجودش یک زن‌باز بود.

She was tired of dealing with womanizers and wanted a serious relationship.

او از برخورد با زن‌بازها خسته شده بود و می‌خواست یک رابطه جدی داشته باشد.

The womanizer's flirty behavior made many women uncomfortable.

رفتار زننده آن زن‌باز باعث ناراحتی بسیاری از زنان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید